محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
40
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يعنى پيوسته به اطاعت خدا ميروند . پس چگونه دو بنده را كه به دوام اطاعت خويش ستايش مىكند . عذاب خواهد كرد . خدا اين يهودى را بكشد و رو سياه كند كه بر دو بندهء مطيع خدا دروغى بزرگ ميبندد . آنگاه مكرر انا لله گفت و خرده چوبى از زمين بر گرفت و همى در زمين فرو كرد و مدتى بدين حال بماند و سر برداشت و خرده چوب را بينداخت و گفت : « ميخواهيد آنچه را كه دربارهء خورشيد و ماه و آغاز خلقت و انجام آن از پيمبر شنيدهام برايتان بگويم ؟ » گفتيم : « بلى خدايت بيامرزد . » گفت : « پيمبر را از اين پرسيدند و فرمود خداى تبارك و تعالى وقتى همه مخلوق را بيافريد و جز آدم باقى نماند دو خورشيد از نور عرش بيافريد و آن را كه ميدانست كه خورشيد خواهد ماند به بزرگى دنيا از مشرق تا مغرب آفريد و آن را كه ميدانست كه تاريك مىكند و ماه مىشود از خورشيد كوچكتر شد ولى هر دو كوچك مينمايد كه آسمان بسيار بلند است و از زمين دور . » گفت : اگر دو خورشيد را چنان كه در اول ، خلقت فرمود وا ميگذاشت شب از روز و روز از شب شناخته نميشد و مزدور نميدانست تا كى كار كند و كى مزد بگيرد و روزه دار نميدانست تا كى روزه بدارد و زن نميدانست كى عادت شود و مسلمانان نميدانستند وقت حج كى باشد و قرضدار نميدانست وقت قرض كى رسد و مردم نميدانستند كى به كار معاش پردازند و كى به راحت تن خويش آسوده مانند . و خداى عز و جل دلسوز و مهربان بندگان خويش بود و جبريل عليه السلام را بفرستاد كه بال خويش را سه بار به روى ماه كشيد كه آن وقت خورشيد بود و نور آن محو شد و روشنى بماند و اين معنى گفتار خدا عز و جل است كه فرمود : « شب و روز را دو نشانه كرديم و نشانه شب را سياه كرديم و نشانه روز را روشن كرديم » [ 1 ] . گفت : « اين سياهى كه مانند خطها بر ماه ميبينيد نشان محو است . آنگاه
--> [ 1 ] 17 : 12