محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
287
تاريخ الطبرى ( فارسي )
معلوم شد كه خضر پيش از موسى و هم در ايام او بوده است و گفتار آنها كه پنداشتهاند وى اورميا پسر خلقيا بوده درست نيست زيرا اورميا به روزگار بخت نصر بود و از موسى تا بخت نصر چندان فاصله هست كه آسان توانست دانست . و خضر را در اينجا ياد كرديم از آن رو كه وى چنان كه گفتهاند به دوران افريذون بود و طبق همين روايتها كه آورديم به دوران منوچهر و پادشاهى وى نيز بود . پيمبرى موسى به دوران منوچهر بود كه از پس افريذون پادشاهى داشت و همه روايتها كه از روزگار ابراهيم تا حكايت خضر عليهما السلام آوردم در ايام پادشاهى بيوراسب و افريدون بود كه از پيش مدت عمر و پادشاهى هر كدامشان را گفتهايم . و اينك به سخن از پادشاهى منوچهر و حوادث روزگار او مىپردازيم . پس از افريذون پسر اثفيان پرگاو منوچهر به پادشاهى رسيد و او از اعقاب ايرج پسر افريذون بود . بعضىها پنداشتهاند كه پارس را به سبب منوچهر پارس گفتند و چنان كه نسب شناسان پارسى گفتهاند : وى منوچهر پسر كيارد پسر منشخوريز پسر منشخواربغ پسر ويرك پسر سروشنگ پسر ابرك پسر بتك پسر فروشك پسر زشك پسر فركوزك پسر كوزك پسر ايرج پسر افريذون پسر اثفيان پرگاو بود . به پندار بعضى گبران فريدون با كوشك دختر ايرج پسر خود بخفت و دخترى تولد يافت كه نام وى فركوشك شد و با فركوشك بخفت و دخترى آورد كه نام وى زوشك شد و با زوشك بخفت و دخترى آمد كه نام وى فرزوشك شد و با فرزوشك بخفت و دخترى آمد كه نام وى بيتك شد و با بيتك بخفت و دخترى تولد يافت كه نام وى ابرك شد و با ابرك بخفت و ايزك آمد و با ايزك بخفت و ويرك آمد و با ويرك بخفت و منشخرفاع و به قولى منشخواربغ آمد با دخترى كه مسحرك نام يافت و