محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

245

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفته‌اند شعيب از اعقاب ابراهيم نبود بلكه فرزند يكى از مؤمنان ابراهيم بود كه از دختر لوط زاد و مادر بزرگ شعيب ، دختر لوط بود . سخن از حكايت شعيب عليه السلام گويند : نام شعيب يترون بود و نسب وى را با اختلافى كه در آن هست بگفتيم و چنان كه گفته‌اند نابينا بود . از سعيد بن جبير روايت كرده‌اند كه دربارهء كلام خداى كه به حكايت از گفتار قوم شعيب فرمايد : « و ترا در ميان خويش ضعيف مىبينيم » گفته بود وى نابينا بود . از سفيان روايت كرده‌اند كه شعيب خطيب پيمبران بود و خداى تعالى وى را سوى اهل مدين فرستاد كه اصحاب ايكه بودند و اينكه درخت انبوه باشد و كافر خداى بودند و از پيمانه و وزن مىكاستند و مال كسان را تباه مىكردند و خدا عز و جل قوم شعيب را با وجود كفرشان روزى بسيار و معاش مرفه داده بود و شعيب به آنها گفت : « * ( يا قَوْمِ اعْبُدُوا الله ما لَكُمْ من إِله غَيْرُه وَلا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَالْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ 11 : 84 ) * [ 1 ] . يعنى : اى قوم خداى يكتا را كه جز او خدايى نداريد بپرستيد و پيمانه و وزن را كم مدهيد كه من كار شما را خوب مىبينم و از عذاب روزى كه فراگيرنده است بر شما بيمناكم . و گفتار شعيب و پاسخ قوم چنان بود كه خدا عز و جل در كتاب عزيز خويش ياد فرمود .

--> [ 1 ] هود : 84