محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

236

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و تيم و يطور و نافس و قادمن . گويند وقتى مرگ اسماعيل در رسيد به برادر خويش اسحق وصيت كرد و دختر خويش را به عيص بن اسحاق به زنى داد . به قولى اسماعيل صد و سى و هفت سال بزيست و در حجر نزديك قبر مادرش هاجر به خاك رفت . از عمر بن عبد العزيز آورده‌اند كه اسماعيل از گرماى مكه شكايت به خداى تبارك و تعالى برد و خدا به دو وحى كرد كه درى از بهشت به تو بگشايم كه تا به رستاخيز نسيم بهشت بر تو وزد و آنجا مدفن تو باشد . اكنون از اسحاق بن ابراهيم سخن مىرانيم و زنان و فرزندان وى را ياد مىكنيم كه پس از پارسيان تاريخ هيچ قوم ديگر مانند آنها پيوسته نيست ، چنان كه گفتيم پادشاهى پارسيان از روزگار كيومرث كه وصف وى آوردم پيوسته بود تا به وسيلهء بهترين امت جهان يعنى امت پيغمبر ما صلى الله عليه و سلم زوال يافت و نيز پيمبرى و پادشاهى فرزندان اسرائيل پسر اسحاق در شام و اطراف پيوسته بود تا پس از يحيى پسر زكريا و عيسى پسر مريم عليهما السلام زوال يافت و به هنگام سخن از يحيى و عيسى عليهما السلام سبب زوال پادشاهيشان را بگوييم ان شاء الله . ولى ديگر اقوام به جز پارسيان تاريخ مشخص ندارند كه به روزگار قديم و جديد پادشاهى پيوسته نداشته‌اند كه بناى تاريخ بر آن و روزگار ملوكشان توان نهاد . فرزندان يعقوب اگر چه پادشاهيشان زوال يافت اما مدت زوال مشخص است . يمن نيز پادشاهان داشت ولى ملكشان پيوسته نبود و از يكى تا ديگرى فاصله ها و فترتهاى دراز بود كه دانشوران مقدار آن ندانند كه پادشاهى و ايام