محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

237

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پادشاهانشان چندان مورد توجه نبود كه دوامى نداشت . و اگر حكومت دايم بود به عاملى ديگران بود چون حكومت آل نصر بن ربيعة بن حارث بن مالك بن عمم بن نمارة بن لخم كه مرز عرب را از حيره تا حدود يمن و تا حدود شام و اطراف براى پارسيان نگهداشتند و از روزگار اردشير بابكان حكومتشان پيوسته بود تا وقتى كه خسرو پرويز نعمان بن منذر را بكشت و حكومت مرز عرب به اياس بن قبيصهء طايى رسيد . از ابن اسحاق روايت كرده‌اند كه اسحاق پسر ابراهيم رفقا دختر بتويل پسر الياس را به زنى گرفت و عيص و يعقوب را آورد و پنداشته‌اند كه اين دو پسر توام بودند و عيص بزرگتر بود . پس از آن عيص بن اسحاق دختر عموى خود بسمه دختر اسماعيل بن ابراهيم را به زنى گرفت و روم را آورد كه همهء بنى الاصفر از اعقاب اويند . گويد : بعضى كسان پنداشته‌اند كه اشبان نيز از اعقاب اويند و ندانم كه از دختر اسماعيل بوده‌اند يا نه . و يعقوب بن اسحاق كه اسرائيل نيز نام داشت دختر خالهء خود ليا دختر لبان بن بتويل بن الياس را به زنى گرفت و روبيل از او تولد يافت كه بزرگتر فرزند وى بود و شمعون و لاوى و يهودا و زبالون و يسحر پسران يعقوب و دينه دختر يعقوب و نام يسحر را يشحر نيز گفته‌اند . و چون لياد دختر لبان بمرد يعقوب خواهر وى راحيل دختر لبان بن بتويل بن الياس را به زنى گرفت كه يوسف و بنيامين دو پسر يعقوب از او تولد يافتند . و معنى بنيامين به عربى شداد است و از دو كنيز كه يكى زلفه و ديگرى لهفه نام داشت چهار فرزند آمد : دان و نفثالى و جاد و اشر و پسران يعقوب جملگى دوازده بودند . بعضى اهل تورات گفته‌اند كه رفقا زن اسحاق دختر ناهر بن آزر عموى اسحاق بود و دو پسر وى عيص و يعقوب را از يك شكم زاد و اسحاق به پسر خود يعقوب گفته بود كه از كنعانيان زن نگيرد . و يكى از دختران خال خود لبان بن ناهر