محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

203

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از مسروق نيز روايت كرده‌اند كه گفت : « ذبيح اسحاق بود . » و آنها كه گفته‌اند ذبيح اسماعيل بود . از ابن عمر روايت كرده‌اند گفت : « ذبيح اسماعيل بود . » از ابن عباس نيز روايت كرده‌اند كه در تفسير گفتار خداى كه فرمود : و ذبيحه اى بزرك به فداى او داديم ، گفت : « اسماعيل بود . » روايت ديگر از ابن عباس هست كه ذبيح اسماعيل بود و پندار يهوديان كه گفته‌اند ذبيح اسماعيل بود دروغ است . از عامر نيز روايت كرده‌اند كه ذبيح اسماعيل بود و دو شاخ ذبيحه به كعبه بسته شده بود . از شعبى روايت كرده‌اند كه من شاخهاى قوچ را در كعبه ديدم . ابن اسحاق گويد از كعب قرظى شنيدم كه مىگفت : « آنكه خدا عز و جل ابراهيم را به قربان وى مأمور كرد اسماعيل بود و اين را از كتاب خداى توان دانست كه از پس حكايت ذبيح گويد و وى را به اسحاق مژده داديم كه پيمبرى از پارسايان بود و نيز گويد : وى را به اسحاق و از پى اسحاق به يعقوب مژده داديم يعنى به پسر و پسر پسر و خدا كه از پسر اسحاق بشارت داده بود به قربان كردن او فرمان نمىداد و ذبيح جز اسماعيل نبود . » و هم از كعب قرظى روايت هست كه وقتى با عمر بن عبد العزيز خليفه به شام بود اين سخن با وى بگفت و عمر گفت : « من در اين باب خبرى ندارم و پندارم چنانست كه گفتى . » آنگاه كس فرستاد و يك يهودى نو مسلمان را كه از علماى يهود بود بخواست و از او در اين باب پرسش كرد . كعب گويد : من به نزد عمر بن عبد العزيز بودم كه به نو مسلمان گفت : « ابراهيم