محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

18

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بميراند و چون يكى پديد آرد و ديگرى نابود كند و وجود خلق با پيوستگى و كمال محال باشد و گفتار خدا عز و جل كه « * ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا الله لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ الله رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ 21 : 22 ) * [ 1 ] يعنى اگر در آسمان و زمين خدايانى جز خداى يكتا بود تباه مىشدند . پروردگار عرش از آنچه وصف مىكند منزه است » و فرمودهء او عز و جل « * ( مَا اتَّخَذَ الله من وَلَدٍ وَما كانَ مَعَه من إِله إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِله بِما خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ . سُبْحانَ الله عَمَّا يَصِفُونَ . عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ 23 : 91 - 92 ) * [ 2 ] . يعنى خدا فرزندى ندارد و با وى خداى ديگر نيست و گر نه هر خدايى مخلوق خويش مىبرد و بعضيشان بر بعض ديگر برترى مىجستند . خداى يكتا از آنچه وصف مىكنند منزه است . داناى غيب و شهود است . و از آنچه شريك او مىكنند برتر است . » دليلى مختصر و رساست بر ابطال گفتهء باطل گويان و مشركان كه اگر در آسمانها و زمين خدايى به جز خداى يگانه بود كارشان از اتفاق يا اختلاف بيرون نبود و فرض اختلافشان مايهء تباهى آسمانها و زمين است چنان كه خدا عز و جل فرمود كه اگر در آسمان و زمين دو خدا بود تباهى بود زيرا وقتى يكيشان چيزى پديد آوردى آن ديگرى به فنا و نابودى آن پرداختى كه اعمال مختلفان مختلف است چون آتش كه گرم كند و برف كه گرم شدهء آتش را به خنكى برد . دليل ديگر آنكه اگر كار چنان بود كه مشركان خدا گويند دو قديم مفروض توانا باشند يا ناتوان اگر ناتوان باشند ناتوان زبون باشد و خدا نتواند بود و اگر توانا باشند هر يك در قبال ديگرى زبون باشد و زبون ، خدا نباشد . و اگر در قبال ديگرى توانا باشد پس آن ديگر باشد و خداى ، از شرك مشركان برى باشد . پس معلوم شد كه خداى قديم خالق اشياء يگانه ايست كه پيش از هر چيز بود و پس از هر چيز خواهد بود . وقتى ببود كه وقت و زمان و شب و روز و ظلمت و

--> [ 1 ] سورهء 21 آيهء 22 [ 2 ] سورهء 23 آيات 91 تا 93