محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

19

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نور به جز نور كريم وى و آسمان و زمين و خورشيد و ماه و ستاره نبود و هر چه جز او هست حادث است و مخلوق را بىشريك و يار و پشتيبان ساخته و خداى قادر و قاهر است . از ابى هريره روايت كرده‌اند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : پس از من از همه چيز خواهيد پرسيد تا آنجا كه گوييد خدا كه همه چيز را خلق كرد پس خالق خدا كيست » و در روايت ديگر هست كه ابو هريرة گفت : « وقتى كسان شما را از اين بپرسند گوييد خدا همه چيز را آفريد . خدا پيش از همه چيز بود و خدا پس از همه چيز هست . » و چون معلوم شد كه خالق و موجد چيزها بود و چيزى با او نبود و چيزها را پديد آورد و به تدبير آن پرداخت و پيش از خلق زمان و وقت و خورشيد و ماه كه در افلاك همى روند و وقت و ساعت و تاريخ بدان شناسند اقسام مخلوق آفريد ، اكنون بگوييم كه مخلوق نخستين چه بود . سخن در آغاز خلقت و مخلوق نخستين در روايت هست كه پيغمبر فرمود : « نخستين مخلوق خدا قلم بود و به دو گفت بنويس و در آن دم هر چه را ببايد بود رقم زد . » روايت ابن عباس نيز هست كه پيغمبر فرمود اول بار خداوند قلم را بيافريد و گفت تا هر چه را بود نيست بنويسد و روايت به اين مضمون مكرر هست . و ديگران گفته‌اند كه نخستين مخلوق خدا نور و ظلمت بود . ذكر گويندهء اين سخن از ابن اسحاق آورده‌اند كه مخلوق اول نور و ظلمت بود و خدا آن را از هم جدا كرد و ظلمت را شب سياه و تاريك كرد و نور را روز روشن و آشكار . ابو جعفر گويد : به نظر من گفتار ابن عباس درست مىنمايد به سبب حديثى كه از پيمبر آوردم كه فرمود نخستين مخلوق خدا قلم بود .