محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

156

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اما قوم عاد : خداى عز و جل هود بن عبد الله بن رباح بن جلود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح را سوى آنها فرستاد . به پندار بعضى نسب شناسان ، هود ، عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بود . قوم هود سه بت داشتند كه پرستش آن مىكردند و يكى را صدا گفتند و ديگرى را صمود و سومى راهبا ، و هود به توحيد خدا و عبادت او و ترك ستم با كسان دعوتشان كرد كه تكذيب وى كردند و گفتند كى از ما نيرومندتر است و جز اندكى به هود ايمان نياوردند . و چون در طغيان خويش مصر شدند هود اندرزشان داد و گفت : « * ( أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ . وَتَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ . وَإِذا بَطَشْتُمْ ، بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ . فَاتَّقُوا الله وَأَطِيعُونِ . وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ . أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَبَنِينَ . وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ . إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ 26 : 128 - 135 ) * [ 1 ] يعنى چرا در هر مكانى به بيهوده سرى ، نشانى بنا مىكنيد ؟ و آبگيرها مىسازيد ، مگر جاودانه زنده خواهيد بود ؟ و چون سختى كنيد چون ستمگران سختى مىكنيد ، از خدا بترسد و اطاعتم كنيد از آن كس كه آنچه مىدانيد كمكتان داده است بترسيد چهار پايان و فرزندان كمكتان داده است ، با باغستانها و چشمه سارها ، كه من بر شما از عذاب روزى بزرگ مىترسم » و جوابشان به هود اين بود كه « * ( قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ من الْواعِظِينَ 26 : 136 ) * [ 2 ] يعنى گفتند : پند دهى يا پندگو نباشى براى ما يكسان است » . « * ( قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ، إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ 11 : 53 - 54 ) * [ 3 ] يعنى گفتند : اى هود براى ما دليلى نياورده اى و به گفتهء تو رها كن خدايان خويش نيستيم و ترا باور نمىكنيم و

--> [ 1 ، 2 ] 62 : 128 تا 136 [ 3 ] 11 : 53 و 54