محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1616

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

« . . . غلامان اندر آمدند و شمشير اندر بستند ، و فتح بن خاقان وزير آنجا بود ، خود را بر وى افگند ، و هر دو كشته شدند . » ( نيز ر . ك : دستور الوزراء ، ص 71 ) . حمد مستوفى به گونه اى بدين نكته اشاره مىكند : « هيچكس از خلفا آن تمكين نيافت كه جعفر برمكى از هارون الرشيد ، و فتح خاقان از متوكل ، و هر دو در سر كار ايشان رفتند » . ( ر . ك : تاريخ گزيده به تصحيح دكتر عبد الحسين نوايى ، ص 323 ، ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 518 ) . در جوامع الحكايات ، در باب شانزدهم ، در جوابهاى شافى كه خداوندان عقول وافى در مقام رضا و سخط گفته اند ، حكايتى از فتح خاقان آمده است . ( چاپ گراورى ، ص 236 ) . « كشته شدن متوكل ميان متوكل و پسرش منتصر پيوسته منافات و منافرت بودى و يك ديگر را كراهت داشتندى ، و متوكل او را گفتى : تو منتظرى نه منتصر . تا كار بدانجا رسيد كه با تركان اتفاق كرد و در شبى كه متوكّل و فتح خاقان ، كه بزرگترين امرا بود ، شراب مىخوردند ، تركان در آمدند و هر دو را بكشتند ، و آوازه درانداختند كه فتح خاقان متوكّل را بكشت ، ما فتح را به قصاص بكشيم . و اين حادثه در سنهء سبع و اربعين و مائتين بود . » ( تجارب السّلف ، ص 180 ) . « فتح خاقان علاوه بر داشتن تجربه و مهارت در امر محاربه ، شاعر هم بود و نمونه اى از اشعارش را مرزبانى در معجم الشعرا آورده ( ص 90 - 91 ) . ابن النديم . . . تصريح كرده است كه وى كتابخانه اى داشت كه على بن يحيى بن منجم براى او جمع آورى كرد ، و بزرگتر و نيكوتر از آن ديده نشد ، و خانه اش مركز فصحاى اعراب و علماى كوفه و بصره بود . . . » ( تعليقات و حواشى بر تجارب السّلف ، صص 57 - 156 ) . پيوستگى بحترى ، شاعر نامدار به فتح خاقان مورد اشارهء خاقانى است : « . . . فرزدق تحت شعاع فر و احتشام هشام ، و سيّد بلغا بلفرج ببغا در جناح جاه سيف الدوله پادشاه شام ، و حسن بن هانى در مجلس انس امين بن الرشيد ، و بحترى در جناب مكرمت فتح بن خاقانى » . ( منشآت خاقانى ، ص 298 ، و نيز تعليقات و حواشى بر تجارب السّلف ، صص 58 - 157 ) .