محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1601
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
صص 30 - 229 ) . خبر « خروج مقنّع به خراسان » ، در تجارب السّلف ، نيز آمده است و اين نكته خواندنى است : « . . . ماه مقنّع مشهور است ، و آن چنان است كه به زمين نخشب از بلاد ما وراء النهر چاهى بود كه مقنّع به سحر جسمى ساخت بر شكل ماهى ، چنان كه ديدند كه آن جسم از آن چاه بر آمد و اندكى ارتفاع يافت و باز به چاه فرو رفت . . . » . ( تجارب السّلف ، صص 22 - 121 ) . ص 1170 ، س 15 - 14 : « آن روز كه هادى به بغداد اندر آمد ده روز گذشته بود از ماه صفر سال . . . » در دو نسخهء ص ( 405 a ) و صب ( 306 a ) ، چنين آمده است : « . . . آمد دهم بود از ماه رمضان سال صد و هفتاد . » در متن تاريخ طبرى مىگويد ( ج 10 ، ص 548 ) : « . . . لعشر بقين من صفر من هذه السنة . . . - 169 - » . ص 1177 ، س 1 : در نسخه هاى اساس ما خبر « خروج حسين بن على » نيامده است . اين بخش را از دو نسخهء ص و صب برگرفتم و پس از سنجش در متن جاى دادم . سلسلهء نسب اين حسين بن على در متن تاريخ طبرى چنين است ( ج 10 ، ص 551 ) : « . . . خروج الحسين بن علىّ بن الحسن بن الحسن بن الحسن بن علىّ بن ابى طالب المقتول بفخّ » . ابن اثير نسب حسين بن على را با اختلافى مىآورد ( الكامل ، ج 6 ، ص 90 ) : « و فى هذه السنة - 169 - ظهر الحسين بن على بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب بالمدينة ، و هو المقتول بفخّ عند مكّة » . ص 1180 ، س 6 - 5 : در متن ما اين عبارت ، نارسا و گنگ است : « . . . هادى بيمار شد . . . و سحرگاه بمرد . و ميان او و ميان مادرش خيزران به دل مهدى اندر سخت گرامى بود ، و هادى و رشيد را هر دو از وى آزار بود » . در دو نسخهء ص ( 407 b ) و صب ( 308 a ) « خبر وفات هادى بن » المهدى آمده است و اين عبارت به گونه اى روشن است : « . . . هادى بيمار شد . . . و پيش كه بمرد ، ميان او و ميان مادرش خيزران و برادرش هارون تبه شده بود ، و آن از آن اوفتاد كه مادرش خيزران به دل مهدى اندر سخت گرامى بود ، و هادى و