محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1571
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
« و اين حديث جيفان خوارزم محمّد بن جرير مختصر كرده است ، و ما چنان كه در كتب ديگر يافته بوديم ياد كرديم . » ص 841 ، س 5 : ملك جاجرم ، در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1238 ) ، « خام جرد » ، آمده است و در الكامل نيز ( ج 4 ، ص 570 ) . ص 842 ، س 3 : در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1241 ) ، « مجسّر بن مزاحم السلمى آمده است و در نسخه بدل آن : المجشر . . . در متن الكامل ( ج 4 ، ص 571 ) ، اين نام همانند ضبط ما به تشديد ش ( المجشّر . . . ) آمده . ص 845 ، س 9 : روايتى كه در دو نسخهء ص و صب آمده است ، با متن ما همسان نيست ، و از عهد نامه نيز سخنى نمىگويد . شعرهاى شاعران در ستايش قتيبه دربارهء گشادن اين شهرها ، همچنانكه در متن تاريخ طبرى آمده است ( ج 8 ، صص 51 - 1250 ) ، در دو نسخهء ص و صب ، پاره اى آمده است . ص 848 ، س 12 : متن شعر عوف بن الخرع ، در دو نسخهء ص و صب آمده است . همچنانكه در تاريخ طبرى آمده ( ج 8 ، صص 57 - 1256 ) آن را ياد مىكنم : نأمّ البلاد لحبّ اللَّقا * ولا نتّقى طائرا حيث طارا سنيحا ولا جاريا بارحا * على كلّ حال نلاقى اليسارا ص 854 ، س 4 : در متن تاريخ طبرى ( ج 8 ، ص 1216 ) ، فرستادهء وليد بن عبد الملك بنزد سليمان ، حارث بن مالك بن ربيعة الاشعرى خوانده شده ، نه حارثه ، كه در متن ما آمده است . ص 856 ، س 1 : در متن ما بر مبناى دو نسخهء اساس و فا ، عطاى مجاهد آمده بوده ، كه بر اساس تاريخ طبرى اصلاح شد كه : عطا . مراد ابو محمّد عطاء بن ابى رباح - عطاء بن اسلم بن صفوان ، تابعى از بزرگان فقيهان است و در سنهء 115 در گذشته است . ( طبقات الكبير ، ج 5 ، صص 46 - 344 ) . در اعلام زركلى ( ج 5 ، ص 29 ) سنهء 114 آمده است .