محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1502

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

الغفارى بر سر آن گماشت » ( سيرت رسول الله ، ج 2 ، ص 925 ) . در حاشيهء همين متن آمده است : « بنا بر مشهور و بر طبق متن عربى ( ج 4 ، صص 101 و 130 و 143 ) پيغمبر عليه السّلام پس از غزو حنين روانهء طائف شده و سپس از آنجا به جعرانه بازگشته و از جعرانه پس از تقسيم غنائم به قصد عمره در يك شب به مكّه رفته و بازگشته است . » ص 280 ، س 14 : در ضبط نام كسانى كه از غنيمتها نصيب بسيار يافتند هماهنگى نيست : « النضير بن الحارث » در سيرة النبى ( ج 4 ، ص 140 ) : « نصير بن الحرث بن كلده » آمده است ، و « علاء بن حارثة الثقفى » ، « علاء بن جارية الثقفي » . متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1680 ) نسخه بدلهاى اين صورتها را ارائه داده است . در اسد الغابه ( ج 4 ، ص 7 ) همانند متن ما است كه من از روى آن اصلاح كردم : « العلاء بن حارثة بن عبد الله بن ابى سلمة بن عبد العزّى . . . من وجوه ثقيف احد المؤلفة قلوبهم و هو من خلفاء بنى زهرة اعطاه رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم من غنائم حنين مائة من الابل ، و قال ابو احمد العسكرى العلاء بن جارية و بعضهم يقول خارجة اخرجه الثلاثة » . واقدى از اسيد بن حارثه نيز نام مىبرد كه پنجاه شتر به او رسيد . ( مغازى ، ج 3 ، ص 946 ) ص 280 ، س 20 - 19 : « عبّاس بن مرداس را چند شتر بداده بود ، و آن چنان فربه نبود و نيكو چنان كه وى مىبايست ، و وى آن را در چشم نيامد و خشم گرفت و بعد از آن اين چند بيت بگفت و در آن از پيغمبر عليه السّلام ، عتاب كرد : كانت نهابا تلافيتها * بكرى على المهر فى الأجرع و چون اين شعرها بر سيّد ، عليه السّلام ، عرض دادند ، گفت : اذهبوا [ به ] فاقطعوا عنّى لسانه . گفت : برويد و زبان وى از من قطع كنيد ، يعنى او را چيزى ديگر بدهيد . و چند شتر ديگر به وى دادند تا خشنود شد » . ( سيرت رسول الله ، ج 2 ، صص 38 - 937 ) نيز ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 81 - 1680 ، سيرة النبى ، ج 4 ، صص 41 - 140 ، مغازى ج 3 ، صص 47 - 946 ، الكامل ، ج 2 ، ص 270 . ص 283 ، س 9 : فرستادگان بنى اسد را بر حسب متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 1687 ) ، اصلاح كردم . ص 284 ، س 2 : نامهاى همراهان عبد ياليل بن عمرو بن عمير براى صلح با پيامبر ( ص ) چنين است : عثمان