محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1316

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

بغداد فرمان يافت به علت استسقا . و به رصافه به بغداد آنجا كه نزديك بوده است به جانب شرقى بيرون از بارو بر كنار راه ميان آن ويرانى و تلها گور راضى است . و مردمان زيارت كنند . و من نيز زيارت كردم چند بار . و كاتب محمد بن علىّ بن مقله بود . و حاجب وى زنگىاى بود مولاى وى . و قاضى وى عمر بن محمّد بود . و نقش انگشترى وى همچون آن پدرش مقتدر بود . خلافت المتقى للَّه و بعد از راضى خليفه برادر وى بود متّقى پسر مقتدر . نام وى ابراهيم بود ، و كنيت او ابو اسحاق بود . و مادر وى كنيزكى بود نام وى خلوب . مردى بود دو بهره سرخ روى و محاسن نيكو به پدر خويش مانند الَّا آنكه مقتدر از وى نيكوتر بود به جمال تا بدان حد كه از وى بازگويند . و سه سال و يازده ماه خليفتى كرد . آنگاه وى را ميل كشيدند و بازداشتند . و بعد از آن هفده سال ديگر بزيست ، و اندر روزگار مطيع فرمان يافت . از عمر وى شصت سال شده بود . وزير وى سليمان بن الحسن بود و حاجب وى نجيح بود و قاضى وى عمر بن يوسف بود ، و نقش انگشترى وى اين بود المتقى للَّه خلافت المستكفى [ باللَّه ] بعد از متّقى المستكفى باللَّه ، [ ابو ] القاسم عبد الله بن [ المكتفى بن ] المعتضد باللَّه بود . و مادر وى كنيزكى بود نام وى غصن . و مولد وى به بغداد بود . و مردى بود دو بهره نيكو قامت نه فربه و نه لاغر ، نيكو روى سرخ سفيد انبوه محاسن . چون به خلافت بنشست چهل و يك ساله بود . يك سال و چهار ماه خلافت كرد . آنگاه وى را از خلافت بيرون كردند و هر دو چشمش ميل كشيدند و اندر زندان مطيع كردند . و چهار سال ديگر بزيست و به بغداد فرمان يافت . و همانجا او را دفن كردند . وزير وى ابو الفرج سامرى بود ، و حاجب احمد بن خاقان بود ، و قاضى وى ابو عبد الله بن ابى موسى . و نقش انگشترى اين بود : المستكفى باللَّه .