محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1255

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

به حد موصل اندر همى رود و به زمين روم . و آن رود را قاطول خوانند . و آب همه شهرهاى موصل از آنجا است . و سامره بر لب دجله نهاده است و ليكن آبش هم از رود قاطول است . و آن بنا از عهد اكاسره باز ويران شده بود . رسيد را چون به بغداد دلش نبود گفتى هواى اين مرا نسازد . و مىگشت با سپاه به حدود موصل و سواد اندر به بهانهء صيد . و مىگرديد و جايى خواست كه آنجا بنا كند وطن سازد . و نيز از سپاه مىترسيد زيرا كه منصور و مهدى و هادى همه آنجا بودندى . و آن سپاه آنجا خانه ساخته بودند و عيال و ضياع [ داشتند ] . چون امير المؤمنين آنجا بودى هر روز شنعت كردندى و از او درم خواستندى . رشيد خواست كه جايى با خاصگيان خويش بنشيند كه از سپاه دور تر بود ، و سپاهسالارى به بغداد دارد تا اگر وقتى ايشان شنعت كنند به حضرت او نبود [ و او را بيمى نبود ] . پس همى گشت از اين مرزها ، و به حدود موصل اندر اين جاى سامره خوش آمدش بر لب رود سبزيها و هواى خوش آمدش به حدود جزيره ، و بناى اصل و اساس بيفگند . پس شام بياشفت . و شام به سامره نزديك بود . رشيد جعفر بن يحيى بن خالد البرمكى را به شام فرستاد . و خود به شام رفت و آن بنا دست بازداشت . و كوشكى بنا كرده بود ، آن كوشك خادم را بخشيد ، و بناى شهر دست بازداشت و برفت و به رقّه شد از شهر شام دور تر به حدّ جزيره . و بنشست و بهانه كرد كه اين رقّه جاى دزدان است و راهزنان . موصل و جزيره و حدود عراق همه آنجااند ، من آنجا بنشينم تا آن دزدان را شكسته دارم و راهها ايمن بود . چون مأمون بنشست هم به بغداد كس كرد و سپاه را همه ساله پراگنده همى داشت ، و نهشتى كه به حضرت او و بغداد از ايشان بسيار گرد آمدندى و بيعت كردندى به سامره . چون معتصم بنشست آن را بپرداخت و يك سال و دو ماه به بغداد بود . و مر او را غلامان ترك بسيار بودى و عجمى ، و تركان را دوست داشتى . و از خلفاى بنى العبّاس نخستين كسى كه تركان را بر كشيد او بود . و بر او بسيار گرد آمدند و او ايشان را مهتر گردانيد . از [ آن ] غلامان كه پيش از خليفتى با او بودند چون اشناس و بوغا بزرگ و وصيف و ايتاخ . هر روزى بامداد و شبانگاه بر اسبان