محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1200

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

مملكت امين بيرون آمد ، نخستين مملكت از كرمانشاهان فرود آمد با همه سپاه و يك ماه آنجا بود . و سپاه را آنجا گرد كرد و ايشان را خطبه كرد و ديگر باره بيعت مأمون بر آن همه سپاه نو كرد و مأمون را با سى هزار مرد پيش از خويشتن به خراسان فرستاد و گفت : به مرو بنشين تا به ميان مملكت باشى ، و از در حلوان تا كوهستان و همدان و رى و گرگان و طبرستان و قومش و خراسان و ما وراء النهر و تا تركستان و چينستان همه به دو سپرد ، و خود از پس مامون با بيست هزار مرد برفت ، و نيز با مأمون گرد نيامد و با سپاه به رى آمد و از آنجا به طوس شده و آنجا به طوس بمرد . و آن روز [ كه ] به كرمانشاهان خطبه كرد ايدون گفت كه : اين كارها بشوريد به مشرق و مغرب . و هر چه به مغرب بود راست شد و آن مشرق بمانده است و مردمان مشرق و خراسان با قوّتاند و گردنكش از بهر آن به تن خود آمدم تا ايشان را بيازمايم كه مرا امينى نبود كه كار به دو سپارم و ايمن بودمى كه او بتواند كردن ، و با آن نيز يحيى بن خالد و اهل بيت او از پيش من بشدند و كارها بشوريد و مملكت جنبان شد . پس مردمان اين حديث از رشيد نپسنديدند و گفتند اين پشيمانى و حاجت او بديشان بر مردمان پديد نبايست كردن . و آن شب كه جعفر را بكشتند شب شنبه بود اوّل ماه صفر به سال صد و هشتاد و هفت ، و شعراى عصر در مرثيهء آل برامكه چندان شعر گفتند كه ده چندانكه مدح گفته بودند .