محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1201

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر آمدن هارون الرّشيد از بغداد به رى و بدان وقت كه علىّ بن عيسى بن ماهان از خراسان هديه ها آورد سوى رشيد و رشيد آن هديه هاى بسيار بديد از هر چيز ، شگفت آمدش . يحيى [ را ] گفت خواستهء خراسان تا اين غايت كجا بود ، و بدين حديث او را تعرّض كرد كه خراسان چند سال به دست پسر او بود و فضل و يحيى گفتند اين خواستهء رعيّت است و آن درويشان كه علىّ بن عيسى به ستم بستده است ، و اگر چنين شايد اينك عون بن عبد الله صرّاف را بگيرم و چند صرّاف ديگر و بيش از اين به يك ساعت بستانم . چون رشيد هديه هاى علىّ بن عيسى بپذيرفت و او را به خراسان بازفرستاد ، و او دست از ستم نكشيد . و او نشست خود به بلخ كرده بود و آنجا كوشكهاى بسيار بنا كرد و ضياعهاى بسيار به ستم بستد . و ديهى است به بلخ بزرگ على آباد گويند ، آن را بنا كرد و ستم او بسيار شد . و وفد آمد از خراسان به سوى رشيد به گله از وى و نامه آمد از سرهنگان خراسان به سوى رشيد كه على ستم كرد به خراسان و بسيار خواسته گرد كرد ، و اگر امير المؤمنين او را باز خواهد نيايد . رشيد به تن خود آهنگ خراسان كرد و نامه كرد به علىّ بن عيسى كه پيش من باز آى ، و خواست تا بداند كه او دل بر معصيت دارد يا بر طاعت . على خواسته ها و