محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1190
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
پس روزى بيست برآمد از وى باز ستد و پسرش را داد عيسى بن جعفر . و بدين سال اندر رشيد از بغداد برفت و به رقّه شد و آنجا وطن ساخت . و رشيد بغداد را دوست نداشتى گفتى هوايش بد است و مرا نسازد . پس به موصل شهرى است آن را رقّه خوانند آنجا شد و خوش آمدش و آنجا وطن ساخت . و اميرى بغداد محمّد الامين را داد ، پسر خويش را . باز از رقّه برفت و به حيره شد و آنجا بناها كرد بسيار . و مردمان كوفه با وى جفا كردند و از آنجا برفت و باز به رقّه آمد . و به سال صد و هشتاد و شش غزو كرد و به روم شد با سپاه و شهرى [ 338 a ] بگشاد نام او صفصاف و آن شهر ويران كرد ، و چون از روم بازآمد هم بدين سال اميرى خراسان عيسى بن ماهان را داد و او را به خراسان فرستاد . و يك سال آنجا بود . پس او را پيش رشيد بد گفتند رشيد او را نامه كرد كه به خراسان خليفت كن و خود بياى . عيسى پسر خويش يحيى را خليفت كرد و خود برفت و هديه هاى بسيار برد رشيد را . رشيد با وى خوش شد و او را باز به خراسان فرستاد و دانست كه آن دروغ گفتند . و سال صد و هشتاد و نه مأمون را با امين به خلافت اندر شريك كرد . خراسان و جانب مشرق مأمون را ، و جانب مغرب محمّد الامين را . و به خراسان اندر به شهر نسا خارجى برخاست ، و ايشان را اميرى بود ابو الخصيب گفتندى . رشيد على بن عيسى را به خراسان فرستاد از قبل مأمون تا ابو الخصيب را به خراسان بكشت و فتنه از خراسان بنشاند و به عراق بازگشت .