محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1173
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
يكى از ايشان ابن المقفّع بود آنكه كتاب كليله و دمنه او جمع كرده است و از عربى به پارسى ترجمه كرده با چنان فصاحت و دبيرى و نيكويى سخن و چيزهايى كه بر لغت تازى كه بدين امّت فصيحان بر شمردندى ، نخست او را ياد كردندى . و مهتران لشكر به وقت هادى چون على بن يقطين كه سرهنگى بود سخت بزرگ و به خلفا نزديك بود . يقطين مولاى منصور بود و صاحب خاتم وى بود و امين بود بر انگشترى خلافت ، و منصور هيچكس را چون او بزرگ نداشتى . و به وقت مهدى نيز انگشترى خلافت هم او داشت . و چون هادى بنشست همچنان انگشترى به دست او بود ، و پسرش على بن يقطين . و همه اخبارها در مملكت به دو آوردندى ، و صاحب خبر مملكت او بود و او برسانيدى به مهدى و هادى ، و ديگر يزدان بن باذان بود كه اندر ملك عرب و عجم از او دبيرتر نبود ، و چون عبيد الله بن [ ابو ] عبيد الله الوزير كه خليفت پدرش بود به وزارت مهدى ، و از بنى العبّاس عبد الله بن داود بن عبد الله بن العبّاس بود ، و از بنى هاشم چون يعقوب بن الفضل ابن عبد الرّحمن بن العبّاس بن ربيعة بن الحارث بن عبد المطَّلب ، و مهتر بنى هاشم او بود و پير اهل بيت بود به زمانهء خويش . و اين مهتران خلق را بدين مذهب همى خواندندى . و خلقى بسيار ايشان را اجابت كرده بودند هم از دبيران و عقلا و خداوندان [ 336 a ] اين دين و مهترزادگان بسيار و خلقى بىحد از عوام النّاس اندر اين مذهب آمده بودند به وقت مهدى ، آن كسها كه ايشان را دشوار آمدى مسلمانى كردن و نگاه داشتن شريعت ، و كاهلى گرفته بودشان و گران آمدى ايشان را نماز كردن و به نماز بامداد برخاستن و از جنابت تن شستن ، و گرانى آمدشان زمستان دست در آب سرد كردن و به تابستان روزه داشتن ، و سخت آمدشان از خواسته و زكات بيرون كردن از مال ، و سخت آمدشان از هوا و مراد دل باز ايستادن ، و دشوار آمدشان خداى عزّ و جلّ را فرمان كردن بدانچه گفت : * ( قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا من أَبْصارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ، 24 : 30 ) * الآيه . و امر و نهى شريعت چنان كه به قرآن اندر ياد كرده است . پس آن مهتران كه به وقت مهدى اجابت كرده بودند اندر اين مذهب صالح و عبد الله بن المقفّع و ياران ايشان ، مردمان را بدين مذهب همى خواندند تا