محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1140

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

[ خبر بيعت ستدن منصور مهدى را پسر خويش ] پس منصور مردمان را گرد كرد و بيعت مهدى از ايشان بستد ، و از پس مهدى عيسى را . و عهد نبشت و ايشان را داد . و مهدى را گفت : يا با عبد الله ، اين عهد مبارك باد ترا ، و او را وصيّت كرد و گفت : يا با عبد الله ، اين نعمت كه خداى با تو كرد بدان سپاس دارى كن كه ترا بر همه اهل بيت برگزيد و ترا ميان خويش و خلق واسطه كرد كه سلطان سايهء خداى است ميان بندگان . و اين را شكر كن بدانكه خداى را طاعت دارى . [ و هر كه ترا طاعت دارد ] و به جاى تو نيكوى كند پاداش نيكو كنى . و هر كه به جاى تو بد كند ، چون بر او قادر شوى او را عفو كنى . و با مردمان تواضع كنى و بر ايشان كبر نكنى . و هر چند خداى زين جهان نصيب بسيار داده است ، نصيب خويش را از آن جهان فرامش نكنى . و هيچ كار نكنى تا نخست نه انديشى كه خداوند عقل انديشه را آينه دارد . بدان كه پادشاهى سلطان راست نبود مگر به پرهيزگارى از خداى عزّ و جلّ ، و رعيّت او را به طاعت نباشد مگر آن مقدار كه او خداى را به طاعت باشد . و اگر عدل نكند رعيّت او را طاعت ندارد . و تا او را خواسته نبود سپاه فرمان او نكند . و پادشاهى و ولايت نگاه نتواند داشتن تا صاحب بريدان او را نصيحت نكنند و از هر شهرى خبر آن شهر آن روز بدان