محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1141
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
وقت به دو نرسانند تا وى هر روز شبانگاه را از همه پادشاهى خويش خبر بود تا به هر جاى چه بوده است . اگر سلامت است خداى را شكر كند ، و اگر حادثه اى باشد تدبير آن بكند پيش از آنكه از دست بگذرد . و هر شب بداند كه آن روز اندر همه پادشاهى او نرخ همه چيزها چگونه بوده است از خوردنيها تا اگر ارزان و فراخ باشد خداى عزّ و جلّ را بر آن شكر [ كند ] و اگر گرانى و تنگى بود ، تدبير آن بكند و سبب آن بداند تا از چه بوده است و تدبير آن بكند . پس گفت : ايدون كن كه بر در تو چهار تن باشند هميشه و به هر شهرى از پادشاهى تو همچنين يكى حاكمى كه به حكم خداى اندر ميان خلق حكم كند بىميل و رشوت ، و صاحب بريدى و صاحب شرطى كه داد ضعيف از قوى بستاند تا كس بر كس ستم نكند ، و نيك احتياط كند ، و صاحب خراجى كه حقّ بيت المال بستاند و بر رعيّت ستم نكند ، و صاحب بريدى كه هر چه از اين سه تن هر روز در وجود آيد شبانگاه خبر به تو بردارد . پس گفت عفو كردن از هر كسى نيكو بود و از او نيكوتر كه عقوبت تواند كردن . و از همه مردمان آن ضعيفتر كه بر آن كس ستم كند كه زيردست او بود . و چون مردى و نيرو خواهى كردن بر آن كن كه زبر تو است تا اندر قوت و مردى درست بود . و اگر خواهى كه مردمان ترا دوست دارند سيرت نيكو دار . و خردمند نه آن است كه چون به كارى اندر اوفتد زان كار بيرون نتواند آمدن . و ليكن خردمند آن است كه خويشتن را نگاه دارد تا خود بدان كار يا بدان خطر اندر نيفتد كه از آنجا بيرون بايد آمدن . و به هر شبى كه نخسبى با خويشتن شمار كن تا آن روز از نيكوى چه كردى تا فردا هم چنان كنى ، يا از زشتى چه كردى تا فردا گرد آن نگردى . و بدان يا ابا عبد الله ، كه ملك را از هر چيزى عفو كردن بايد مگر از سه چيز : يكى آنكه به ملك اندر طمع كند ، و ديگر آنكه راز ملك آشكارا كند ، و ديگر آنكه چشم نگاه ندارد از آنجا كه نگاه بايد داشت . و ايدون كه مردمان ترا طاعت دارند به دوستى و اميد دارند از بيم كه هر كه به اميد طاعت دارند ، به دل اندر وفادار [ اند ] ، و چون از بيم طاعت دارند هر گاه كه بتوانند آهنگ تو كنند . و از همه ملكان سوى اهل پادشاهى آن دوستر كه