محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1118
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
* ( بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ من حَادَّ الله وَرَسُولَه وَلَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ . 58 : 22 ) * بدين آيتها خداى عزّ و جلّ ميان پيغامبر عليه السّلام و ميان ابو طالب بريده كرد همه ولايتها ، و بو طالب را از او بيزار كرد ، و او از بو طالب . و خويشى و پيوستگى عبّاس را ماند و على را . و على پسر عمّ بود . و عمّ نزديكتر بود از پسر عمّ و حقّتر كه چون عمّ و پسر عمّ بود عصبه عم بود و پسر عم را نصيب نبود . و آنچه گفتى كه به دوزخ بو طالب را عذاب كمتر است ، از عذاب خداى چيز كمتر و آسانتر نيست . و آنچه گفتى نسبت ترا به پيغامبر عليه السّلام هم از سوى مادر است و هم از سوى پدر است ، ما را از سوى پدر است ، ما را فخر به پيغامبر است عليه السّلام ، و پيغامبر را صلَّى الله عليه و سلَّم نسبت به هاشم از سوى پدر بود نه از سوى مادر . و ما را فخر نسبت به پدر رسيده است و بسنده است . امّا آنچه گفتى كه رياست به جاهلى اندر بو طالب را بود . همه جهان دانند كه به جاهلى پيش از اسلام به مكّه اندر قحط خاست و پيغامبر صلَّى الله عليه و سلَّم على را از بو طالب بستد و به خانهء خديجه همى داشت ، و عبّاس عقيل را بستد و به خانهء خويش همى داشت . و ايشان مئونت عيال او همى كشيدند . امّا حديث روز بدر كه گفتى كه على عبّاس را اسير گرفت تا به كره مسلمان شد ، عبّاس خود به بدر به كره آمد و نخواست كه با پيغامبر عليه السّلام حرب كند . و عقيل و طالب پسران بو طالب او را به ستم بياوردند ، و چون اسير شد به طوع مسلمان شد . خود خويشتن را به اسيرى داد از آرزوى مسلمانى و آنگاه خويشتن را و طالب را و عقيل را فدا داد كه اگر او ايشان را فدا ندادى و بگذاشتى ، فرزندان ايشان اكنون بنده بودندى تا ايشان را مىخريدندى و مىفروختندى . و شما را به جاهلى اندر ما طعام داديم و به مسلمانى اندر ما فدا داديم . و امّا آنچه از فضل على گفتى كه پيغامبر صلَّى الله عليه و سلَّم او را وصى كرد ، پيغامبر عليه السّلام او را به پيغام گزاردن خويش وصى [ كرد ] و از كار خلافت خبر به دو نكرد . و ابو بكر الصديق را فرمود تا مردمان را نماز كرد و امام كردش . و على همى ديد و نفرمودش نماز كردن . و چون پيغامبر عليه السّلام بمرد ، على سخت