محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1112

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

انداخت . و پيش از آنكه ايشان برگرفتند ، محمّد به مدينه اندر پنهان بود . سوى پدرش كس فرستاد و گفت : اين بر شما و بر اهل ما دراز شد ، و من نمىدانم كه اين كار ما را بود يا نه . و اگر ما را بود از پس شما چه عيش باشد ما را . بىشما اين جهان را چه كنم . مرا دستورى ده تا بيرون آيم و پيش منصور شوم تا شما [ برهيد ] . اگر منصور مرا بكشد بهتر از آنكه همه اهل بيت را تبه كند . پدرش او را دستورى نداد و گفت : تو آنجا كه هستى صبر كن و ما اندر اين عذاب صبر كنيم مگر خداوند سبحانه و تعالى ترا نصرت دهد ، و چون وقت بيرون آمدن بينى و اميد ظفر دارى تا به عزّ بزييى و به عزّ بميرى . محمّد به قول پدرش فرو استاد . و ايشان [ را ] ببردند از پس منصور . و چون به كوفه اندر آمدند بفرمود تا ايشان را همه به زندان كردند با على پسر محمّد بن عبد الله كه از مصر آورده بودند [ 387 b ص ] پس كس فراز كرد تا ايشان را به زندان اندر همه را بكشتند و تلف كردند ] .