محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1031

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

[ مقتل ابراهيم الامام و خروج سفّاح ] و پيغمبر صلَّى الله عليه و سلَّم عبّاس را گفته بود كه از پس اين اندر به كار خليفتى بسيار حرب برود و خون بريزند ، و كسهاى بسيار به خلافت بنشينند ، و به آخر به فرزندان تو آيد . و نيروى دعوتشان از سوى مشرق بود و خليفتى به ايشان بماند تا آخر الزمان ، و ايشان به عيسى سپارند عليه السّلام . و چون عيسى از آسمان فرود آيد عدل كند به ميان خلق اندر . و بر آن هم گونه رستخيز آيد . و چون [ 372 a ص ] محمّد بن على دعوت كرد و بمرد ، پنج پسر ماندش مهترشان ابراهيم و از پس او ابو العباس السّفاح عبد الله ، و از پس او ابو جعفر المنصور ، و از پس او يحيى ، و كهتر همه عباس بود . و محمّد وقت مرگ ابراهيم را وصيّت كرد و بر امامت خليفت كرد ، و او را دعوت كردند . و بو مسلم بيرون آمد ، و اين همه حالها بود . و داعيان آشكارا نام ابراهيم نبردندى و گفتندى يدعوكم الى الامام العادل من آل محمّد عليه السّلام . پس نصر سيّار و يزيد بن عمر بن هبيره به مروان نامه كردند كه ما را درست شد كه ابو مسلم همى به ابراهيم دعوت كند . مروان اخبار خوانده بود و دانسته بود كه از بنى العبّاس مردى بيرون آيد كه او را به لقب سفّاح گويند ، و هلاك بنى اميّه به دست وى بود . و نشان و صفت او اندر اخبار ديده بود . چون نامه ها به مروان آمد كه بو مسلم به ابراهيم همى دعوت كند ، مروان پنداشت كه سفّاح ابراهيم است . رسولى