محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1027

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

به ناحيتها فرستاد . و نصر به رى رفت و همى خواست تا به عراق رود . چون به قسطانه برسيد بر هفت فرسنگى رى ، آنجا بمرد . و خبر به بو مسلم آمد كه نصر بمرد . قحطبة بن شبيب را بخواند و بيست هزار مرد به دو داد و گفت : به گرگان شو و از آنجا برتر همى شو تا هر كجا توانى . [ 328 b ] قحطبة به نشابور آمد و خراج بستد و بر ياران ببخشيد . پس روى به گرگان نهاد . و آنجا مردى بود از قبل پسر هبيره نامش نباتة بن حنظله الكلابى با لشكرى بزرگ از مردمان شام و عراق ، و كنده كرده بود گرد لشكر خويش . قحطبه سپاه را تعبيه كرد و خالد بن يزيد را و اسيد بن عبد الله را بر ميسره كرد و موسى بن كعب العقيل را بر جناح . پس روى به ياران خويش كرد و گفت : بدانيد كه شما حرب با گروهى همى كنيد كه دين خداى عزّ و جلّ بگردانيدند و بدل كردند و از فرمان خداى عزّ و جلّ بيرون آمدند ، و ايشان را از نخست ظفر بودى از آنكه داد كردندى ، پس بگردانيدند تا خداى عزّ و جلّ بر ايشان خشم گرفت و پادشاهى از ايشان بستد . و فرزندان پيغمبر خداى را آنچه يافتند بكشتند ، و هر جا كه دوستدارى از اهل بيت ديدند همه را بكشتند و زنان ايشان را به زنى كردند و فرزندان ايشان را برده كردند ، و بر همين حالت همى بودند تا اكنون كه خداى عزّ و جلّ [ شما را ] مرتبه داد و بزرگوار كرد و بر ايشان مسلَّط گردانيد تا داد و كينه بكشيد از ايشان . و امير بحقّ امين آل محمّد صلَّى الله عليه و سلَّم ايدون گفت كه شما برآويزيد با ايشان و حرب كنيد تا هزيمت كنيدشان به فرمان خداى عزّ و جلّ . پس قحطبه با ياران خويش فراز شد به نزديك نباتة بن حنظله . و روز آدينه بود نخستين روز از ذو الحجّه . و حرب كردند آن روز [ از ] وقت آفتاب بر آمدن تا آنگاه كه روز بگشت . و گروهى از مردمان خراسان كشته شدند . پس هزيمت بر مردمان گرگان افتاد ، و نباته را با پسرش حنظله بكشتند با مقدار ده هزار مرد از شاميان ، و ديگران به هزيمت شدند . و قحطبه فرمود تا سر نباته و آن پسرش به بو مسلم بردند با فتحنامه . و پس به گرگان اندر شد و هر كه را يافت از شيعت بنى اميّه همه را بكشت . و خراج بستد و بر ياران ببخشيد ، و پنج يك به بو مسلم فرستاد . پس از