محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

658

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر حرب نهروان خوارج با على رضى الله عنه پس اين خوارج روى به نهروان نهادند و گروه گروه همى رفتند و خبر ايشان سوى على مىآمد . پس على بيرون شد و منادى بانگ كرد كه هر كسى رغبت شام كنيد حرب معاويه را بيرون آييد . سپاه بيرون رفتند . و على برفت تا به حد شام اندر شد به منزلى نامش نخيله ، و سپاه را عرض كرد بيست هزار مرد بود . على از آنجا رسولى بيرون كرد سوى خوارج و گفت : من آهنگ شام كردم ، بياييد تا به حرب معاويه شويم . و رسولى به بصره فرستاد سوى عبد الله بن عبّاس ، و سپاه خواست . و به بصره اندر شصت هزار مرد سپاهى بود . چون رسول على اندر شد ، آن همه روى پنهان كردند مگر هزار و پانصد مرد . ايشان سوى على آمدند با احنف بن قيس . چون اين سپاه به على رسيد ، آهنگ شام كرد . پس على را خبر آمد كه آن خوارج فساد همى كنند و مسلمانان را همى كشند و همى گويند كه چون على به شام شود ، ما برويم و كوفه را غارت كنيم . سپاه على را گفتند : نخست كار خوارج بايد گرفتن كه اگر ما به شام شويم ، ايشان خان و مان ما غارت كنند . پس على به نهروان آمد و سپاه برابر خوارج فرود آورد و خود بيرون آمد . مهتران خوارج بيرون آمدند . على گفت چرا بر من بيرون آمديد ؟ گفتند : تو حكم خداى به دو تن