محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

963

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر گريختن يحيى بن زيد از كوفه و رفتن به خراسان و كشته شدنش چون زيد را بكشتند ، يحيى پسرش بگريخت از كوفه با گروهى از شيعت . و به گور جدّش افتاد حسين بن على رضى الله عنهما . پس از آنجا به مداين رفت . و آن روز آنجا كاردارى بود از دست يوسف بن عمر نامش بخترى بن المحل [ المحادى ] ، و يحيى به نزديك جهودان فرود آمد . نامهء يوسف به بخترى آمد كه يحيى را طلب كن و به نزديك من فرست كه او را به مداين است به زنهار گروهى از جهودان . بخترى او را طلب كرد و بيافتش و ده هزار درم دادش و او را گفت : از اينجا برو به جايى ديگر كه ترا ندانند ، كه نامهء يوسف بن عمر به نزديك من آمده است كه ترا طلب كنم . پس يحيى از مداين برفت با گروهى از شيعت و به رى شد و از آنجا به قومش ، و به نزديك مردى فرود آمد نامش زياد بن ابى زياد القشيرى . پس از آنجا برفت و به سرخس شد و از آنجا به مرو . و نصر بن سيّار آن روز آنجا بود . و يحيى به مرو اندر شد و اندر سراى ابو حفصه فرود آمد و روزى چند آنجا بود . پس نامهء يوسف ابن عمر فراز رسيد كه يحيى به خراسان آمد او را طلب كن . نصر بن سيّار آن صفت يحيى را همى جست به مرو . خبر به يحيى رسيد . ياران خويش را گفت