محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
949
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر ولايت جنيد بن عبد الرّحمن بر خراسان خالد بن عبد الله القسرى امير عراقين بود از دست هشام ، و هشام نامه نوشت و فرمودش كه برادر خويش را اسد بن عبد الله را به خراسان فرست و او را تحريض كن بر كارزار تركان . خالد همچنان كرد . و اسد بن عبد الله برفت و سپاهى بسيار با خويشتن ببرد و به خراسان شد و رود بلخ بگذاشت و به سغد شد و حرب كرد و بازگشت شكسته . و باز ديگر سال بشد و سديگر سال بشد و چيز نتوانست كردن و خلقى از مسلمانان هلاك شدند . پس گروهى از ياران خويش بخواند چون نصر السّيار الكنانى و عبد الرّحمن بن نعيم البارقى و سورة بن الحرّ الدارمى و بخترى بن ابى درهم القيسى ، و ايشان را گفت : يا عبد الله ، اين شكست كه همى آيد مگر از شما است كه نصيحت همى نكنيد . پس ايشان را برهنه كرد و به تازيانه زد و ريششان بسترد و بندهاى گران بر نهاد و به عراق فرستاد نزديك برادرش خالد . و اين خبر به هشام بن عبد الملك شد . سخت تافته گشت و اسد را عزل كرد از خراسان و به جاى او مردى را بفرستاد نام او اشرس بن عبد الله السلمى . و اشرس بيامد و به بخارا شد و آنجا آن روز فزون از صد هزار مرد بود از ترك كه