محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

623

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر حرب جمل و اين خبر سوى على شد رضى الله عنه ، نامه كرد به هر جايى و سپاه خواست خاصّه به كوفه . او مردمان كوفه را از خويشتن دانست . و بو موسى الاشعرى هر وقتى على را همى نمودى كه مردمان كوفه را دل با تست ، و بو موسى را دل با على نبود ، و ليكن همى ترسيد كه او را از ولايت كوفه باز كند ، نامه همى نوشت . پس على بن ابى طالب عليه السّلام به كوفه نامه كرد و گفت : من از جهان شما را گزيدم ، و چون از اين حرب بپردازم بر شما خواهم آمدن . هر چند بتوانيد سپاه گرد كنيد تا با من بياييد . پس محمّد بن ابى بكر را و محمّد بن جعفر بن ابى طالب را به رسولى فرستاد و نامه كرد به [ ابو ] موسى الاشعرى كه بايد كه مردمان را بر حرب تحريض كنيد و هر چند توانيد سپاه بفرستيد . و پنداشت كه بو موسى به دل با او است . چون رسولان على به كوفه آمدند مردمان بو موسى را گفتند چه بينى ؟ بو موسى گفت : اين رفتن آن زمان بايست كه عثمان زنده بود تا او را نصرت كردندى تا نكشتندى ، امروز چه روز آنجا رفتن . اگر حرب بايد كردن با آن كس بايد كه عثمان را بكشت . رسولان على گفتند شرم ندارى اى بو موسى ، نه بيعت على در گردن تست ؟ بو موسى گفت : بيعت عثمان در گردن شما نبود ؟ گفتند آرى . گفت : پس چرا