محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
842
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر گشادن شهر سمرقند چون قتيبه از كار خوارزم بپرداخت ، مجشّر بن مزاحم السلمى بر پاى خاست و گفت : ايها الامير ، مرا با تو رازى است . قتيبه گفت : جاى [ 303 b ] خالى كنيد . چون خالى كردند ، مجشّر گفت : اگر به سغد خواهى رفتن اكنون رو كه ميان تو و سغد ده روزه راه است اكنون اوليتر بود . قتيبه گفت : هيچكس را گفتى ؟ گفتا : نه . گفت : كس ترا گفت ؟ گفتا : نه . گفت : و الله كه اگر كسى ديگر اين سخن گويد گردنت بزنم . پس قتيبه برادر خويش را ، عبد الرّحمن ، را بخواند و گفت : بنه به سوى مرو گسيل كن . عبد الرّحمن منادى كرد كه سوى مرو برداريد ، و عبد الرّحمن برفت . چون ديگر روز بود بامداد نامهء قتيبه فراز رسيد عبد الرّحمن را كه چون اين نامه به تو رسد بار و بنه را به سوى مرو گسيل كن و خود با لشكر از سوار و پياده روى به سغد نه ، و اين حديث را نهان دارد كه من اينك بر اثر همى آيم . عبد الرّحمن همچنان كرد و بنه سوى مرو فرستاد و خود و لشكر روى به سغد نهاد . و قتيبه برخاست و مردمان را خطبه كرد و گفت : بدانيد كه مردمان سغد عهد بشكستند و مال كه پذيرفته بودند بازگرفته اند ، و به طرخون آن رسيد كه شنيديد ، و خداى عزّ و جلّ همى گويد : * ( فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه 48 : 10 ) * . برداريد و روى بديشان