محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

803

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

* ( الدُّنْيا نُؤْتِه مِنْها وَمن يُرِدْ ثَوابَ الآخِرَةِ نُؤْتِه مِنْها وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ، وَكَأَيِّنْ من نَبِيٍّ قاتَلَ . . . 3 : 145 - 146 ) * الآيه . پس حمله بردندى . و سه ماه پيوسته حرب بود ميان پسر اشعث و ميان حجّاج . و ايدون بود كه پسر اشعث روز شنبه سوم روز از ماه ربيع الاول در سال هشتاد و سه به دير الجماجم فرود آمد ، و روز چهارشنبه چهاردهم ماه ربيع الآخر به هزيمت شد . و بدين صد روز اندر هر روز حرب بود . و ايدون گويند بيرون از اين كتاب كه بدين صد روز صد هزار مرد از هر گروه كشته شده بود . و اين روز چهارشنبه كه پسر اشعث به هزيمت شد ، هر دو گروه بيرون آمدند و حرب كردند سخت . و سفيان الابرد خويشتن را بر [ ابرد بن ] قرّه التميمى افگند . و او بر ميسرهء پسر اشعث بود و او را هزيمت كرد . و سپاه پسر اشعث هزيمت گرفتند . و پسر اشعث بر منبر بود و خطبه همى كرد . چون هزيمت لشكر خود بديد بانگ كرد و گفت : يا عباد الله انّى انا محمّد . گروهى به بانگ او پناه به دو بردند و بيستادند ، و تيرباران همى آمد و از پسر اشعث همى گذشت . و او همچنان ايستاده بود و خويشتن را به هيچ نپوشيد و همى نگريست . عبد الله بن يزيد ابن مغفّل بر منبر شد و گفت : فرود آى ايّها الامير تا اسير نشوى ، و بود كه ديگر باره سپاه بر تو گرد آيند و اين دشمن را هلاك كنى . پسر اشعث فرود آمد و روى به كوفه نهاد . و هزيمتيان به كوفه رسيده بودند . پسر اشعث همچنان بىسلاح به خانهء خويشتن شد و زنان و فرزندان پيش او همىآمدند و همى گريستند . ايشان را وصيّت كرد و گفت : مگرييد كه اگر مرا حالى رسد و بميرم ، آن خداى كه پيش از اين شما را روزى همى داد همچنان روزى بدهد بعد از مرگ من كه خدايى است كه نمرد و نه ميرد . و ايشان را بدرود كرد و از كوفه برفت . و چون سپاه پسر اشعث هزيمت شد ، حجّاج ياران خويش را بفرمود كه از پس ايشان مشويد . و منادى بانگ كرد كه هر كه به نزديك من آيد ايمن است . حجّاج به كوفه اندر آمد و مردمان را به بيعت خواند ، و بيعت كردند . و كميل بن زياد از آن كسان بود كه با پسر اشعث بود ، و او را پيش خواند ، و او سخت پير بود و گفت :