محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
799
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر وقعت دير الجماجم حجّاج عبد الرّحمن بن عبد الله بن عامر الحضرمى را بر كوفه امير كرده بود ، و مطر بن ناجيه صاحب شرط بود ، چون آگاه شد كه پسر اشعث به كوفه همى آيد ، ابن الحضرمى به كوشك اندر شد . و مردمان كوفه با مطر بن ناجيه به در كوشك آمدند و او را به حصار گرفتند . و ابن الحضرمى با ايشان صلح كرد بر آنكه او و يارانش بيرون آيند و كوشك بديشان دست بازدارند . پس بيرون آمدند و مطر به كوشك اندر شد ، و مردم را دويست درم دويست درم بداد . و پسر اشعث به كوفه اندر شد . بيشتر از مردمان كوفه و كوفيان با او يكى شدند . مطر خواست كه حرب كند . عبد الرّحمن بفرمود تا نردبانها بياوردند و به كوشك باز نهادند ، و مردمان برفتند و مطر را بگرفتند و پيش عبد الرّحمن آوردند . بفرمود تا او را بازداشتند . پس با او بيعت كرد و دست بازداشت . و او عبد الرّحمن بن عبّاس را سپاهى بسيار داد و به حرب حجّاج فرستاد . و حجّاج از بصره برداشت و به دير جماجم فرود آمد . و پسر اشعث از پس عبد الرّحمن بن عبّاس برداشت و به دير الجماجم فرود آمدند . و مردمان از بصره و كوفه و مصر و مكّه و مدينه بر پسر اشعث گرد آمدند و حرب حجّاج را بساختند . و حجّاج و پسر اشعث هر دو