محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

776

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر آمدن عبد الملك به عراق و كشتن مصعب بن زبير چنان بود كه مردمان كوفه و بصره نامه كردند و او را بخواندند . و به عراق كسها بودند كه هواى او زدندى ، و ايشان را مروانيان خواندندى . مصعب همه را بكشت . آنچه مانده بود نامه كردند به عبد الملك و او را بخواندند . و عبد الملك به دمشق بود . خالد بن عبد الله را به بصره فرستاد و گفت : پنهان به خانهء هواخواهان ما شو و بنگر تا مردم را به بيعت توانى خواندن و خليفهء مصعب را از شهر به در كردن تا دل او به جهت بصره مشوّش گردد و من به كوفه روم . خالد برفت و به بصره آمد ، و در شب به خانهء عمرو [ بن اصمع ] شد . عمرو او را بپذيرفت . عبّاد [ بن الحصين ] صاحب [ 292 b ] شرط آگاه شد . و [ عبيد الله بن ] معمر خليفه بود . كس به عمرو فرستاد كه خالد را به در كن ، و اگر نه سپاه فرستم و خان و مانت خراب كنند . عمرو گفت كه خالد به خانهء من نيست . چون شب درآمد خالد را گفت كه ترا هيچكس نگاه نتواند داشتن مگر مالك بن مسمع . خالد برخاست و به خانهء مالك شد . او را بپذيرفت ، و مروانيان بر خالد جمع آمدند . ديگر روز عبّاد آگاه شد . امير را خبر كرد . عبّاد را با سپاه بفرستاد به در خانهء خالد ، و محلَّت به حصار گرفتند بيست و چهار روز . و مالك با ايشان