محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
768
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر وقعهء مختار با مصعب بن زبير [ و كشتن مختار ] در سال شصت و هفت مصعب به حرب مختار آمد . [ و مصعب مردى مبارز بود و با فصاحت زبان و خطيب ] ، اول به بصره آمد ، [ مردمان ] او را گفتند : يا امير ، به كوفه شو كه مردمان كوفه را همه دل با تست و هواى تو مىزنند ، [ و با مختار كس نيست مگر گروهى مولاى گريخته از خداوندان ] . گفت : تا مهلَّب با من نباشد نروم ، و بى او حرب نتوانم كردن . عبد الله بن زبير اهواز و پارس و آن ناحيت به مهلَّب داده بود . عبد الله زبير او را نامه فرستاد كه بايد كه سوى برادرم شوى ، مصعب ، و او را فرمان كنى . و او ، مهلَّب ، بهانه مىگرفت تا مصعب محمّد بن الاشعث را بفرستاد تا مهلَّب را بياورد . [ و مهلَّب ] با سپاه و آلت و عدّت تمام به كوفه آمد . مختار نيز از كوفه بيرون آمد و به دهى فرود آمد با بيست هزار مرد ، و آن ديه را مذار گفتندى ، و مصاف دادند . اول شكست بر مردم كوفه افتاد . مختار گفت : الصّبر الصّبر . مهلَّب آواز داد كه يا اهل كوفه ، اين مصاف از بهر چه مىكنيد كه شما را نه امام است و نه امير ؟ كوفيان گفتند راست گويد ، هزيمت شدند . و مهلَّب مىكشت از ايشان ، مصعب روى به كوفه نهاد . مختار به درآمد و حرب مىكرد تا شب تاريك شد . ياران او را گفتند با تو كس نمانده است . مختار با كوفه رفت . ديگر روز