محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

763

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

است بناحقّ ، و امامت را طلب مىكند بناواجبى و امام محمّد است ، شما را ببايد رفتن او را خلاص دادن . همه اجابت كردند . هزار مرد بگزيد و پراگنده به مكّه فرستاد . و آب و علف آن سال فراخ بود و سى هزار درم بديشان داد و گفت : يك روز ناگاه از در مكّه باز شويد و او را از حبس در آوريد . و نامه كرد به امير يمن كه در بيعت او بود و او را گفت : ناگاه به در مكه شو و موكلَّان را بكش ، و او را از حبس به در آور ، و سپاه يمن با خود ببر با اين هزار مرد مبارز كه فرستادم . ناگاه به در مكّه شدند و شمشيرها بكشيدند و بانگ كردند كه يا آل رسول الله و يا اهل بيت حسين . [ و تا وعدهء محمّد و عبد الله دو روز مانده بود ، و عبد الله هيزم بسيار بياورد كه اگر خلاف كنند همه را بسوزد . پس سپاه مختار پگاه ] در مسجد افتادند و موكلَّان را بكشتند و محمّد را با اهل بيت بيرون آوردند . پس حرب بساختند . محمّد گفت : نخواهم كه با خانهء خداى حرب كنيد ، سپاه را بازگردانيد و خود به مدينه شد و به عبادت مشغول گشت .