محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

764

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر كرسى على بن ابى طالب عليه السّلام امير المؤمنين على را رضى الله عنه يك كرسى بود كه چون حكم كردى بر وى نشستى . و در كوفه از نسل على رضى الله عنه خواهر پسرى بود طفيل نام . گفتند كرسى در دست او است . مختار او را بخواند و گفت : كرسى بيار تا من ترا نعمتى دهم . گفت : ندارم . الحاح كرد ، گفت : كنون يك هفته مرا زمان ده تا به دست آرم . گفت : بيش از سه روز مهلت ندهم . طفيل بيامد دلتنگ ، و بر سر كوى وى روغن فروشى بود و او را كرسىاى بود . طفيل آن كرسى بخريد و پنهان به خانه برد و پاك بشست و بويها بر كرد و پيش مختار برد . شاد شد و او را نعمتى بداد ، و برخاست و آن كرسى را بوسه داد و بر سر نهاد . پس پيش بنهاد . و دو ركعت نماز كرد و گفت : اين شيعت را همچنان است كه عامهء مسلمانان را مقام ابراهيم ، و چون تابوت بنى اسرائيل را كه عشر آيات موسى در وى بود . و شيعيان را گفت : اكنون نصرت خداى تعالى ما را بود . مردمان شيعت [ 291 a ] دست در وى مىماليدند و بوسه مىدادند ، و مختار را دعا مىكردند . پس بفرمود تا تابوتى كردند و آن كرسى در تابوت نهادند و قفلى از نقره برزدند ، و نگهبانان برگماشت و در مسجد جامع بنهاد ، و به وقت نماز در شدندى و دست در آن ماليدندى .