محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
255
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
شمشير بركشيد و گفت : به خداى كه پيغمبر دروغ نگفت و او را دروغ نگفتند . نامه بيرون كن و اگر نه سرت بردارم . زن بترسيد و آن نامه از موى بيرون كرد و سوى على انداخت . على نامه برگرفت و سوى پيغمبر آورد . پيغمبر آن نامه را برخواند ، و ياران را گرد كرد و آن نامهء حاطب بر ايشان خواند پيش حاطب . پس روى به حاطب كرد و گفت : چرا چنين كردى ؟ حاطب عذر خواست و گفت : يا رسول الله ، من تا مسلمان شدم كافر نگشتم و ليكن مردى بودم كه مرا اندر ميان ايشان قرابت و عشيرت است و اهل و عيالم آنجا بود . خواستم كه پيشدستى كنم بدين نامه ، گفتم اين خداى را عزّ و جلّ و پيغمبرش را هيچ زيانى ندارد ، و هر قضايى كه خداى كرده است كم و بيش نشود . پس عمر گفتا : يا رسول الله ، مرا دستورى ده تا اين را بكشم كه او كافر شد . پيغمبر گفتا : نشد كه خداى او را مؤمن خواند و گفت : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . 60 : 1 ) * و بدين او را خواست . پس عمر گفتا : يا رسول الله ، منافق شد بارى و دوزخ او را واجب شد . پيغمبر عليه السلام گفت : يا عمر ، اين به بدر شاهد بوده است با ما و خداى عزّ و جلّ مر اهل بدر را هر كه از مسلمانان آنجا شاهد بود بر ايشان مطلع شد و چنين گفت هر چه خواهيد كنيد كه من شما را عفو كردم . پس پيغمبر عليه السّلام [ 207 a ] از آن منزل بر گرفت و پيشتر شد . و بفرمود تا ياران باز راه گشتند و سلاح اندر پوشيدند هر چه بايست ، و باقى بر ستوران نهادند . و عيينة بن حصن و اقرع بن حابس او را گفتند يا رسول الله ، با تو نه اثر حرب بينيم و نه سلاح ، كجا خواهى رفتن . پيغمبر گفتا آنجا كه خداى خواهد . و برفت تا به منزلى رسيد كه آن را عسفان گويند ، و روزى [ بود ] گرم و ماه رمضان بود و روزه داشت و سخت دشخوار بود . پس اين آيت فرود آمد : * ( شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيه الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّناتٍ من الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه . 2 : 185 ) * پس گفت * ( وَمن كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ من أَيَّامٍ أُخَرَ . 2 : 185 ) * پس پيغامبر عليه السّلام روزه بگشاد و از آنجا برداشت و به عسفان شد . و اندر بعضى اخبار چنين خواندم كه عبّاس بن عبد المطَّلب به مكّه بود . چون خبر پيغمبر بشنيد بيرون آمد ، و بدين منزل سوى او رسيد . و اين نه درست است كه