محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
199
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر غزو بنى قريظه پس خداى عزّ و جلّ پيغمبر را فرمود كه منشين تا از غزات بنى قريظه و [ آن ] جهودان نپردازى . پس ديگر روز پيغمبر عليه السّلام بيرون رفت نماز ديگر . چون به در حصار رسيد و پيغمبر را بديدند ، در ببستند . پيغمبر گفت : اى كپيان و اى خوكان ، چگونه ديديد حكم خداى ؟ گفتند يا محمّد ، تو هرگز چنين نگفتى ، امروز چرا مىگويى . پيغمبر گفت : خداى عزّ و جلّ چنين كرد . و بيست روز بر در حصار بماند . پس آن جهودان را مهترى بود نامش كعب بن اسد ، جهودان را گفت : اى مردمان ، از سه كار يكى بكنيد يا فرود شويد و به محمّد بگرويد و جان و خواسته و فرزندان برهانيد . گفتند ما اين نتوانيم كردن كه ما را جز شريعت تورات به كار نيست و بر اين بدل نگزينيم . گفت : اكنون شمشير برگيريد و زنان و فرزندان را همه بكشيد و خواسته همه را بسوزيد ، و آنچه پنهان شايد كردن پنهان كنيد و روى به حرب آريد ، تا اگر دست بر شما بود كس بر زن و فرزند شما خرم نشود و خواستهء شما نخورند ، و اگر ظفر شما را بود خواستهء خود به دست توانيد آوردن . گفتند ما به زندگانى خويش زن و فرزند را نكشيم كه از پس زن و فرزند و خواسته ما را زندگانى به كار نيست . گفتند پس امشب شب شنبه است و محمّد ايمن است