محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
185
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر بئر معونه پس به ماه صفر به سال چهارم از هجرت مردى بيامد به مدينه از بزرگان عرب . و به نجد بودى ميان حجاز و يمن . و در همه عرب مردى از او بزرگتر نبود ، نام او عامر بن مالك بن جعفر و كنيت او ابو البراء و لقب او ملاعب الاسنّه كه اندر همه عرب از او دليرتر نبود ، و از بنى عامر بود . و همه عرب كه اندر نجد بودند او را فرمان كردندى . به مدينه آمد و هديه ها آورد بسيار ، و آن را نپذيرفتند . و لبيد بن ربيعه با آن همه جلالت شاعر او بود . لبيد پيغمبر را گفت : من نه گمان برم كه پدر مضر و ربيعه و فرزندان معدّ بن عدنان از همه عرب كسى بودى كه هديهء ايشان رد كردى . پيغمبر عليه السّلام گفت : من رد كنم و نپذيرم هديهء كسى كه نه بر دين ما بود . اين ابو البراء گفت : دين تو چيست بر من عرضه كن تا بنگرم . پيغمبر اسلام بر او عرضه كرد و شريعت با او بگفت . او گفت : يا محمّد ، اين سخنان تو و مذهب تو نيكو است ، و ليكن تا بنگرم . و چرا كس نفرستى به نجد به بنى عامر از قبيلهء من تا ايشان را بدين دين خوانند . پيغمبر گفت : ترسم كه فرمان من نكنند و يا اين مردمان مرا هلاك كنند . ابو البراء گفت : من پذيرفتارم از بنى عامر و بگويم كه ايشان به عهد من اندراند . تو نامه بفرست به عامر بن طفيل مهتر بنى عامر ، و او را به دين