محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

146

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

و زينب چهار سال بى شوهر بماند و هر چه مهتر بودند از مسلمانان به خواستن او آمدند . پيغمبر او را به كس نداد و هيچكس را اجابت نكرد . پس چون سر چهار سال بود ، ابو العاص با كافران از شام همىآمد و به حدّ مدينه برگذشتند . مسلمانان ايشان را بغارتيدند و آن همه خواسته ببردند . بو العاص بجست و به شب [ 187 a ] به مدينه در آمد و به خانهء زينب شد . ديگر روز زينب پيغمبر را بگفت و زنهار خواست . پيغمبر عليه السّلام او را زنهار داد و گفت : اى دختر ، او را به خانه همىدار و نگر تا دست به تو فراز نكند كه تو بر وى حرامى . و پيغمبر عليه السّلام كس فرستاد سوى آن مسلمانان كه خواستهء ابو العاص داشتند و گفت : شما دانيد كه مرا ابو العاص به چه جايگاه است و مردى است هر چند به كفر اندر است هرگز كس را از او رنجى نبوده است ، و مردى بازرگان است و با امانت . اگر اين خواستهء او باز ندهيد او را عوض بايد دادن مر خداوندان خواسته را . اين خواستهء او باز دهيد تا نيكويى كرده باشيد ، كه او را اين بضاعت مردمان است و من از شما سپاس دارم ، و اگر ندهيد آن حق شما است و شما بدان حق تريد . پس آن مردمان همه خواستهء او گرد كردند و پيش پيغمبر آوردند ، و پيغمبر عليه السّلام آن همه به دو باز داد . و ابو العاص آن را برگرفت و به مكّه باز شد و به خداوندان داد تا همه خشنود شدند ، و كس را بر وى چيزى نماند . و آنگه به مدينه باز آمد و مسلمان شد ، و پيغمبر عليه السّلام زينب را به دو باز داد . و گروهى گويند نكاحى نو كرد ، و گروهى گويند هم بدان نكاح داد .