محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

96

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

اندر لوايى سپيد همى بردند و علم دارش حمزه بود و برفت و به ابوا شد و ابوا منزلى است ميان مكّه و مدينه و ديهى بزرگ است با مردم بسيار ، و هم به نزديك آن ديهى ديگر است ودّان خوانند ، و اين غزو را غزو ودّان خوانند و غزو ابوا خوانند ، و مهترى بود ايشان را نام او مخشى بن عمرو ، و اين مهتر پيش پيغمبر آمد و صلح كرد . و پيغمبر عليه السّلام پانزده روز به ابوا بماند و بر صلح باز گشت و حرب نكرد . و بدين اندر ايدون گويند كه اين سه لشكر كه ياد كرديم از اين سال ديگر بود ، و سال نخستين هيچكس را نفرستاد . و روايت نخستين اين است كه ياد كرديم . پس پيغمبر عليه السّلام ار ابوا باز آمد . چون به مدينه اندر آمد به ماه ربيع الاول ، خبر آوردند كه كاروانى از آن قريش از شام همى آيد ، و با وى هزار و پانصد شتر است ، و مهتر كاروان اميّة بن خلف الجمحى بود و پانصد مرد با او است . پيغمبر عليه السّلام [ 177 a ] به ماه ربيع الآخر برفت با دويست مرد از مهاجر و انصار ، و سعد بن معاذ را بر مدينه خليفت كرد ، و لواى مصطفى عليه السّلام بدين غزو اندر سعد بن ابى وقّاص داشت . و اين غزو را غزو بواط خوانند . خبر غزو بواط پيغمبر عليه السّلام برفت و بر پايان كوهى شد ، و آن كوه را نام رضوى بود ، و همى رفت تا از حدّ يثرب بيرون شد و به حد تهامه اندر شد ، و به منزلى فرود آمد نام آن منزل بواط گويند . خبر آمد كه كاروان را بجهانيدند و كس را نيافتند ، و از آنجا به مدينه باز آمدند . چون ديگر ماه درآمد جمادى الاولى بود ، ديگر بار برفت و ابو سلمة بن عبد الاسد را بر مدينه خليفت كرد . و علم وى بدين غزو حمزه داشت . و منزلى است به نزديك مدينه ذات العشيره خوانند . پس پيغمبر را خبر آمد كه كاروان از اين راه نيامد . پس بر دست راست اين منزل برفتند و به باديه اندر شدند به منزلى ديگر كه آنجا نيز رهگذر كاروان بود ، هم نيافتند . و از آنجا به منزلى ديگر رفتند نام