محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

93

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ابتداى غزوات پيغمبر عليه السّلام فرستادن حمزة بن عبد المطَّلب و ابو عبيده و سعد وقّاص به جنگ ابو جهل و لشكر او چون پيغمبر عليه السّلام از مكّه برفت ، مكيّان گفتند كه ما برستيم ، و پيغمبر عليه السّلام نگذاشت كه ايشان بياسودندى و خداى عزّ و جلّ او را بر غزو دست گشاده كرد و جهاد فرمود ، و چون به مدينه آمد آيت فرستاد و گفت : * ( فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ . 9 : 5 ) * و ديگر فرمود : * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ . 9 : 73 ) * و آيتهاى جهاد بفرستاد ، و آيتهاى احتمال و صبر منسوخ كرد ، و پيغمبر عليه السّلام هم اندر آن سال هجرت از مدينه لشكر فرستاد و راهها بگرفت تا كاروان همى شكستند و همى بردند . و صبر و آرام و قرار از ايشان بشد و كس از مكّه سر بيرون نتوانست كردن ، و به هيچ راه هيچ كاروان نيارست رفتن . و پيغمبر عليه السّلام بسيار غزوها كرد ، بعضى به تن خويش رفت و بعضى لشكر فرستاد ، ياران خويش از مهاجر و انصار ، تا ديگر سال كه غزو بدر كردند . چون پيغمبر را دستورى آمد كه با مشركان حرب كن و آيت آمد و گفت : * ( أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ الله عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ . 22 : 39 ) * پس اندر سال هجرت به ماه رمضان كه از هجرت هفت ماه شده بود ، حمزه را