محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

85

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

بزرگ است اندر اين جهان . و اگر تاريخ از آن وقت كردندى روا بودى . و ليكن بحقيقت ندانند كه از آن وقتها چند است ، و به هر يكى اندر اختلاف است . پس چاره نيست از هر امّتى و هر اهلى كه تاريخ از آن گيرند كه كارى بزرگ اندر ميان ايشان بيفتد . و ايدون گويند كه فرزندان ابراهيم عليه السّلام تاريخ از آن وقت باز كردند كه او را به آتش انداختند . و از پس آن اندر عرب هر كارى بزرگ كه بيفتادى تاريخ از آن وقت باز كردندى . و ايشان را به وقت قصىّ بن كلاب ميان فرزندان نزار و ميان فرزندان معدّ بن عدنان مفاخرت افتاده بود ، چنان كه همه عرب گرد آمدند به عكاظ . و يك روز عرب را بازارى بود به سال اندر به جايگاهى كه آن را عكاظ گويند . و همه عرب حجاز و شام و باديه و بحرين و يمامه و يمن از همه زمينها آغاز كردندى هر سالى هفت روز . پس يك سال گرد آمدند و حرب كردند و خلقى بسيار كشته شدند ، و كارى بود بزرگ ، و خبر آن به همه جهان شد تا به روم و عجم و جزيره ، و عرب آن سال را عام نام كردند و تاريخها از آن سال باز كردند . و باز از پس آن عام الفيل بود كه حبشيان از يمن و حبشه پيل آوردند تا خانه را ويران كنند ، و خداى عزّ و جلّ ايشان را هلاك كرد . و اين نيز كارى بزرگ بود و خبر آن به همه جهان برفت . و عرب تاريخهاى خويش از پس آن سال كردند باز . چون پيغمبر عليه السّلام پانزده ساله شد و اهل مكّه گرد آمدند و خانهء كعبه ويران كردند و باز آبادان كردند ، اين نيز كارى بزرگ بود . و اهل مكّه نيز تاريخ از آن سال باز كردند . و همه عرب از عام الفيل تاريخ كردندى . پس چون پيغمبر عليه السّلام به مدينه آمد ، فرمود كه تاريخ از آن روز هجرت كنند زيرا كه آن كارى بزرگ بود ، و اسلام آن روز پديد آمد و آن روز عزيز شد . و آن تاريخ تا امروز بمانده است ، و از پس آن كارى بزرگتر از آن نيفتاد كه تاريخ بگردانيدندى ، و هرگز نباشد كه اين تاريخ بگردد . و محمّد بن جرير ايدون گويد بدين كتاب اندر كه به خبرى ديگر ايدون است كه پيغمبر عليه السّلام خود تاريخها ننهاد ، و به گاه پيغمبر تاريخ نكردندى ، و اين