محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

52

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

اندر پيش پيغامبر آوردند . پيغمبر على را گفت : بر خيز و نذر پيغمبر خداى را به جاى آر . على برخاست و شمشير بركشيد و بجنبانيد . عقبه گفت : يا محمّد ، اگر مرا بكشى كودكان مرا از پس من كه دارد . و او را عيال بسيار بودند و درويش بود . پيغمبر گفت : ترا و ايشان را دوزخ جاى است ، و اگر ايشان مسلمان نشوند ، همه را بكشم و با تو به دوزخ شوند [ پس على بن ابى طالب عليه السّلام شمشير بزد و سر عقبه بينداخت ] . و خداى عزّ و جلّ اين آيت در شأن عقبه فرستاد : * ( وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْه يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا ، يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا . 25 : 27 - 28 ) * پس مشركان و كافران بر پيغامبر و ياران چيره شدند [ 169 a ] و كار بر مسلمانان سخت شد و شكيبايى نتوانستند كردن . پس پيغمبر را گفتند كه ما هر كسى توانيم كردن كه ايشان را از خويشتن باز داريم كه ما را نيز خويشاوندان و مردمانند ، و ليكن از تو دستورى خواهيم . و اگر ترا شكيبايى ماند ما را نماند ، دستورى ده تا ايشان را از خويشتن باز داريم و اگر كارزار بايد كردن ، كارزار كنيم . پيغامبر عليه السلام گفت : من شما را از خود هيچ نتوانم گفتن تا خداى تعالى نفرمايد . پس پيغامبر عليه السلام در شب دعا كرد . خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : * ( فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ من الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً من نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ . 46 : 35 ) * پس اين آيت برايشان خواند و صبر فرمود . پس ايشان را كار بتر شد و كافران چيره تر شدند بر مؤمنان ، و مسلمانان شكيبايى نتوانستند كردن . پس سوى پيغامبر آمدند و گفتند ما را با اين مردمان بيش از اين طاقت نماند و با اين رنج و دشخوارى و مذلَّت بيش از اين شكيبايى نتوانيم كردن ، و همى ترسيم كه از دست و يا از زبان ما چيزى آيد كه رضاى خداى تعالى در آن نبود . ما را دستورى ده تا از مكّه بيرون شويم و به شهرى ديگر رويم تا آنگه كه ترا از خداى عزّ و جل دستورى حرب آيد . پيغمبر ايشان را دستورى داد تا از مكّه بيرون شدند و گفتا به زمين حبشه شويد . و ترسايان خداوند كتاب باشند و به مسلمانى نزديكتر از بتپرستان باشند . و اين