محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
687
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
به حيره بنشاندش ، و هفت سال بر آمد باز به پسرش داد ، المنذر بن نعمان بن ماء السّماء . و نام مادرش ماء السّماء بود ، و منذر را دو دشمن پديد آمد : يكى از سوى مشرق و يكى از سوى مغرب ، و با هر دو حرب كرد و بر هر دو ظفر يافت ، و خويشتن را ذو القرنين نام كرد . و به عرب او را ذو القرنين خواندندى . چون بمرد ، انوشروان پسرش را ، عمرو بن المنذر را ملك عرب بداد ، و مادر عمرو هند نام بود و عرب او را عمرو بن هند خواندندى . چون عمرو بن هند بمرد ، آن ملك عرب به نعمان بن المنذر داد ، برادر اين عمرو . و اين همه ملوك عرب كه از دست اكاسره بودند به حيره نشستندى . و از حيره تا موصل و جزيره و بعضى از باديه تا به حدّ بحرين ايشان داشتند . و زمين حجاز و مكّه و مدينه و از آن سوى تا يمن به دست ملوك عرب نبود ، و نه به دست نوشروان و نه به دست ملوكان عرب ، تا به آخر به دست نوشروان افتاد ، و سبب آن بگوييم كه چه بود و ملك يمن از ملوك حمير چگونه بگشت و به حبشه چگونه افتاد ، و باز سيف ذى يزن سوى نوشروان آمد و سپاه خواست و ملك يمن بگرفت از قبل نوشروان ، و از پس آن كارداران نوشروان به يمن شدندى . و امّا پيش از آن ملك يمن اندر دست ملوك حمير بود و آن تبّعان كه بودند ، و هر ملكى از ايشان كه بنشستى او را تبّع خواندندى به زمين حجاز و مكّه و مدينه ، و مكّه را تهامه خواندندى و مدينه را [ يثرب ] ، و آن زمينها را ملكى نبود . و نعمان ملك عرب را بزرگ داشتندى و ليكن خراج ندادندى و كس را به اميرى نپذيرفتندى . مكّه را مهتر عبد المطلَّب بود ، و مدينه را اوس و خزرج داشتندى ، دو قبيلهء بزرگ . و از ايشان يكى بر مدينه مهتر بودى ، و آن عرب كه اندر باديه بودند به هر حىّاى مهترى بودى . و همه يمن و حجاز بت پرستيدندى ، و همه ملكان كه به گرد مكّه و مدينه بودندى هيچكس ايشان را نجنبانيدى نه از ملوك شام و نه از ملوك يمن و نه از ملوك حبشه و نه ملوك حيره و نه ملوك عجم ، ازيرا كه ايشان درويش بودند به مكّه و مدينه و باديه اندر عيش كردندى به سختى ، و به شام و حبشه شدندى به بازرگانى و از آنجا طعام آوردندى . و هر ملكى را جدا گفتندى ما دوستدار تو ايم ، و