محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

688

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ملكان ايشان را عطا دادندى . و گاه گاه از ملكان يمن و حمير چون ملكى بزرگ بودى و سپاه بسيار داشتى بيرون آمدى از يمن و به حدّ حجاز برگذشتى ، ايشان او را گفتندى ما به طاعت تو ايم . و از آنجا بسوى روم و شام شدندى ، و هيچ ملك آهنگ آنجا نكردندى . پس چون از پادشاهى نوشروان بيست سال بگذشت ، عبد المطَّلب را پسرى آمد نام وى عبد الله كرد ، و آن پدر پيغامبر ما بود عليه السّلام . و چون عبد الله بيست و دو ساله شد ، پيغامبر ما صلوات الله و سلامه عليه بزاد ، و از ملك نوشروان چهل و دو سال گذشته بود . و اندر آن سال بود كه ملك ابرهه الحبشى پيل آورد و سپاه كه خانهء كعبه ويران كند ، و آن ملك حبشه بود . و عبّاس بن عبد المطَّلب دو ساله بود و حمزه نيز هم اندر سال عام الفيل بود كه حمزة بن عبد المطَّلب بزاد . و سبب آمدن ابرهه با پيل به مكّه آن بود كه چون ملك از دست ملوك حمير بشد و به دست حبشه افتاد ، و قصّهء آن بگوييم . و آن پيش از نوشروان بود به ايّام اردوان ، ملك يمن حبشه داشت و از دست ملوك حمير و از آن تبّع شده بود .