محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1005

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

سوى او آورد ، و آن شب عبد المطَّلب ابرهه را نتوانست ديدن . عبد المطَّلب را با اين دو نفر و نُفيل كه مهتران عرب بودند و در حرب اسير شده بودند فرود آوردند ، و اين ذو نفر با عبد المطَّلب دوست بود گفتا مرا چيزى يارى توانى كردن ؟ گفتا : من چه يارى توانم كردن . مردى اسير به بند اندر و هر زمانى بيم كشتن ، و ليكن آن پيلبان كه پيل بزرگ دارد صاحب خبر ملك است . . . ص 716 س 22 : ص و صب : عبد المطَّلب گفت : من خداوند اشترم ، مرا حديث اشتر خويش بايد گفتن ، و اما آن خانه را خود خداوند هست از من قويتر . اگر خواهد خانه را نگاه دارد و ترا باز دارد و تواند باز داشتن . ص 717 س 5 : ص و صب : آن پيل بزرگ را پيش كرد و او را بگفتند كه اندر مكّه كس نمانده است . او گفت پيلان اندر فرستيد تا خانهء كعبه ويران كنند و خانه هاى مكّه ويران كنند و بازگرديم از ايدر . آن پيل بزرگ چون به حدّ حرم برسيد بيستاد و پيشتر نشد . هر چند بزدندش به چوب و بداهن هيچ پيشتر نشد . ص 719 س 10 : ص و صب : عبد المطَّلب گفت من نيز با تو بر سر اين كوه بباشم ، و هر دو به سرِ كوه بو قبيس بر شدند ، و لشكرگاه حبشه از بيرون بود تا مكماى ( ؟ ) زمين كه ايشان بر سر آن كوه بانگ مردمان و ستوران همى شنيدند . بامداد بر سر كوه بو قبيس شدند و شب لشكر آنجا فرود آمده بودند بر آن كه آن روز آنجا بياسايند و ديگر روز به شهر اندر آيند . . . ص 720 س 14 : ص و صب : عبد المطَّلب خواست كه بشود و مردمان مكّه را بخواند . بو مسعود گفتا شتاب مكن بنگر تا كار آن خواسته كه با ايشان بود از درم و دينار و زر و سيم و ستامها چيست ؟ عبد المطلب به خيمه ها اندر بجست و گفتا همه بر جاى است . گفت اكنون نخست مرا و خويشتن را تو فكر كن ، پس اهل مكه را بخوان كه اگر بيايند از اين خواسته به من و تو چيزى زيادت نرسد . گفتا پس چگونه كنيم . گفتا اندر لشكرگاه بگرد و تبر بجوى و بيار . عبد المطَّلب برفت و بجُست و بياورد . بو مسعود يكى تبر خود برگرفت و يكى را به عبد المطَّلب داد و گفتا يكى چاه تو بكن خويشتن را و يكى من بكنم خويشتن را ، و آن روز تا شب هر دو چاه بكندند و به زمين اندر همى خاك برآوردند . چون شب آمد هم آنجا ببودند . ديگر روز عبد المطلب را گفت اكنون از اين خواسته هر دو چاه را بياگن و جز درم و دينار و زر و سيم چيزى ديگر اندر مكن . . .