محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

966

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

زنديقان است و اين تعطيل ، و يونان و فيلسوفان - ص ] و حكيمان و پادشاهان ايشان جمله بدين مذهباند و امروز هر فلسفه كه آموزند از كتب ايشان است ، و اين اوغوس به زبان يونانى بطلميوس خواندندى ، چنان كه به لقب ملك عجم را كسرى خوانند و به لقب ملك روم را قيصر خوانند . پس اين ملك از لب دجله تا حد مغرب به دست بطليموس و ملك يونان بماند دويست و پنجاه سال . هر بطليموس كه به مردى ديگرى هم از اهل او بنشستى و علم نجوم و طب و حكمت اندر پادشاهى يونان بسيار شد و بطليموس ديگر بنشست نام او ديانوس . و من به اخبار تفسير اندر خواندم كه اين ديانوس آن ملك بود كه اصحاب الكهف از دست او گريخته بودند و به كهف اندر افتادند ، و اين ملك به دست بطليموس بماند سالهاى بسيار ، و چنين درستتر است كه محمّد بن جرير همى گويد كه اين ديانوش چهل سال به ملك اندر ببود ، و بايستى حديث اصحاب الكهف و ملك او و قصّهء او تمام ياد كردى و لكن فروتر از اين بگويد از پس حديث عيسى عليه السّلام زيرا كه ايشان به وقت اين ملك بگريختند و به كهف اندر شدند سيصد و نه سال بماندند ، و از پس عيسى از كهف بيرون آمدند و همه زمين شام به عيسى عليه السّلام بگرويده بودند ، و دين عيسى آشكارا شده بود . گفتا اين ديانوس بمرد ، و ملك بطليموسى ديگر بگرفت نام او دعا طوس [ ص : داعاطوس ] و چهل سال بماند [ صب : چهار سال ] ، و ديگرى بنشست نام او قرفاسى [ ص : قرفاى ] و دو سال بزيست ، وز پس او بطلميوسى ديگر بنشست نام او حسدر [ ص : باطر هفده سال ] پانزده سال و از پس او ديگرى هشت سال ملك او بود [ ص : هفده سال ببود و از پس او بطليموس ديگر بنشست نام او حسدر يازده سال و از پس او بطليموس ديگر هشت سال ملك او را بود ] [ صب : a 110 ] پس دست بازداشت وز خلق پنهان شد و كس ندانست كه كجا شد ، و از پس او بطليموسى ديگر بنشست نام او قالوزطرى [ ص : قالوسطرى ] هفده سال . پس ملك از يونان بشد از پس دويست و چهل سال ، و به دست مردمانى افتاد از روميان ، و هم اندر زمين يونان بودند و اصلشان از روم بود از فرزندان عيص بن اسحاق ، و مردى از آن ايشان به ملك نشست نام او غوسطوس ، پنجاه و شش سال ، چون از ملك او چهل و دو سال بگذشت ، عيسى بن مريم عليه السلام به در آمد ، و ميان عيسى و ميان [ اسكندر : ص ] ذو القرنين سيصد سال بود ، و اندر اين ميانه عجايبها بىشمار بود . عنوان : از پس عنوان و محتواى بالا كه در نسخهء اساس ما به اجمالى از آن ياد شده عنوان ديگرى آمده است : ص و صب : اخبار ملوك طوايف ، فا : اخبار ملوك العجم و ملوك الطوائف . من به نقل از دو نسخهء ص و صب مىآورم كه با اساس ما ديگرگونى دارد . و گفته بوديم كه پس اسكندر جهان به دو نيم شد از لب دجله از آن سوى تا مغرب سيصد سال ملوك يونان داشتند ، و آن روميان كه نامهاشان گفتيم همه يك به يك ، و مدّت ملك هر يكى از ايشان . اكنون بگوييم كه از لب دجله از اين سو كه زمين عجم بود و آن زمين عراق تا خراسان و تا لب جيحون كه حدّ ترك بود ملك بود ، و آگاه باش كه اين ملك عجم اسكندر از آن سوى دجله كه زمين عجم بود از حدّ عراق و مداين و رى و جبال و اصفهان و خراسان و بلخ تا لب جيحون به دست