محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

922

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

الاكبر آمد . فا و فب : ندارد اين بخشها را . ص 343 س 12 : ص و صب : بيرون از مضمون و محتوا ، عبارتها هم بسيار به هم نزديك است . فب : ندارد اين بخشها را . ص 344 س 10 : ص و صب : * ( أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً 18 : 60 ) * . گفتا من نياسايم تا ميان دو دريا نرسم و او را نگفت چه قصّه است گفتا طعام برگير . س 24 : ص و صب : همى نگريست و عجب همى داشت و گروهى گفتند . . . فب : ندارد . ص 345 س 13 : ص و صب : ماهى راه برگرفت و به دريا اندر شد موسى را ياد آمد . س 24 : ص و صب : گفتا ترا متابع باشم تا مرا علم آموزى . فب : ندارد اين بخش را هم . ص 346 س 3 : ص و صب : موسى گفتا مرا صابر يا بى و ترا بىفرمان نشوم اگر خدا خواهد . س 24 : ص و صب : چندانكه گنجشكى بر پهلوى كشتى بپريد و منقار فرو كرد و يك منقار آب برداشت فب : ندارد اين بخش را . ص 347 س 22 : ص و صب : * ( فَلا تُصاحِبْنِي 18 : 76 ) * . و اگر موسى اين حكم نكردى بر خويشتن خضر بدين زودى از وى جدا نشدى پس موسى نكتهء حديث كشتى و آن كشتن غلام و حديث آن ديوار از خضر باز خواست خضر موسى را . . . فب : ندارد اين را . ص 348 س 11 : صب : نام او مندل بن جلند الازدى . ص : مندك بن جلند الازدى . فب : ندارد اين را . ص 349 س 8 : ص و صب : كيف يكسل . گفتا شگفت دارم از آن كس كه ثواب خداى را بيقين است كه بر طاعت بدهد چگونه كسلانى كند .