محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
923
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 350 عنوان : ص و صب : خبر موسى عليه السّلام با هارون . س 11 : ص و صب : تا آخر آيت هم حديث قوم كرد كه او را پند دادند . فب : ندارد اين بخش را هم . ص 351 س 7 : ص و صب : گفتا بهر خويش از اين جهان فراموش مكن و با خلق خداى . . . س 18 : ص و صب : المجرمون يعنى مجرمى زمانهم عن ذنوب من مقدمهم و لا يوخذون به دائما يوخذ اهل كلّ زمان بذنوبهم گفتا به هر زمانى اندر گناهكاران زمانه را به گناه ايشان عذاب كند و به گناه پيشينيان عذاب نكند و از گناه ايشان نپرسد اكنون اندرين كتاب بگفتست آن خواستهء او از چه روى گرد آمد و اين قصّه را خود تمام بگفت اندر اين كتاب . . . فب : ندارد اين بخشها را . ص 352 س 8 : ص و صب : خداى عزّ و جلّ موسى را آن كيميا كه زر از او كنند بنمود و آن كيميا گياهى است و حال او ايدون است كه چون آن را خشك كنند و با داروهاى ديگر بياميزند و بر سيم برافگنند زر گردد . س 23 : ص و صب : موسى آن داروها او را بياموخت ، پس آنگاه آن گوسالهء زرين را بر آتش نهاد و از آن گياه . . . فب : ندارد . ص 353 س 1 تا 25 : به مضمون همانند و به عبارت هم به نسبت بسيار . فب : ندارد اين بخشها را . ص 354 س 1 تا 6 : افتادگى اساس را از نسخهء صب گرفتم . س 13 : ص و صب : بر اسب اشقر نشستى و بر او زين زرين نهادى و جامهء سرخ زر بافته بودى تا همى تافتى چون آفتاب و با او چهار هزار غلام بر نشستى و هم چندين كنيزكان بر اسب اسفر ( كذا ) در زينهاى زرين و جامه هاى معصفر زر بافته . چون او همى آمدى خلق پنداشتى كه آفتاب به زمين آمدست الآيه . . . فب : ندارد اين بخشها را . ص 355 س 4 : ص و صب : و به بنى اسرائيل زنى بود بلايه و خويشتن را از كس باز نگرفتى و اندر بنى اسرائيل معروف بود به بلايگى . پس قارون وى را بياورد و خواسته دادش بسيار و گفتا من بنى اسرائيل را گرد كنم و موسى را بيارم و تو پيش ايشان بگوى كه موسى مرا بگرفت . . . فب : ندارد اينها را .